| محمد جان نثار |
| ساعت ۱٠:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٦ |
|
افکار عمومی، عاملی حیاتی افکار عمومی «Public opinion» بخشی از مخاطبان یک سازمان را تشکیل می دهد. مخاطب کیست و افکار عمومی چیست؟ مخاطب یا گیرنده پیام یا Reciyer واژه مهم و سرنوشت سازی در عالم ارتباطات و به خصوص روابط عمومی ها محسوب می شود. یافته های دانشمندان، موید این است که فرآیند ارتباط بر چند عامل اساسی استوار است؛ پیام دهنده، وسیله و ابزار انتقال پیام و پیام گیرنده. البته نباید از نقش موانع و پارازیت های ارتباطی غافل بود؛ چرا که عمدتا" سوءتفاهم ها، تنش ها و ناسازگاری های محیطی حاصل فعالیت همین موانع هستند. روابط عمومی ها به عنوان عامل ارتباط دهنده مردم و سازمان ها، مردم و دولت و مردم و دولتمردان، باید به عنوان تشکیل دهنده یک ارتباط بدون عیب توجه ویژه داشته باشند و از آنجا که خود، نقش پیام دهنده را در فرآیند ارتباطی ایفا می کنند؛ بنابراین شناخت دقیق از پیام گیرنده و مخاطب از 2 جهت ضرورت جدی دارد. اولا": با شناخت دقیق مخاطب، نیازهای او مورد مطالعه قرار می گیرد و اطلاعات مناسب تهیه می شود، ثانیا": تکنیک ها و ابزارهای متناسب با مخاطب که سومین عامل اساسی در فرآیند ارتباط تیز هست شناسایی و به کار گرفته می شود. نکته دیگر، درباره مفهوم مخاطب است؛ به طوری که در ادبیات روابط عمومی مخاطب به همه اشخاص حقیقی و حقوقی گفته می شود که با سازمان به نوعی در تعامل هستند و به 2 دسته عمده تقسیم می شوند: مخاطبان درون سازمانی مانند کارکنان و خانواده آنها؛ مدیران رده های مختلف سازمان و اتحادیه های کارگری و مخاطبان برون سازمانی مانند دریافت کنندگان یا خریداران تولیدات یا خدمات سازمان، رقبا، دولت، رسانه های ارتباط جمعی و افکار عمومی. اصولا" تعامل مخاطبان با سازمان می تواند تعامل یاری دهنده باشد و سازمان را در جهت رسیدن به اهدافش کمک کند و یا تعامل بازدارنده باشد و در راه نیل سازمان به هدف هایش مانع ایجاد کند اینجاست که نقش تک تک مخاطبان باید مورد مطالعه دقیق و علمی قرار گیردو با استفاده از دانش و تدبیر لازم نه تنها از «تهدید» تلقی شدن جلوگیری شود، بلکه حتی الامکان به فرصت تبدیل شود. به همین دلیل مخاطب شناسی جزئی مهم از علم ارتباطات است. شاید درست تر این باشد که هر بحثی را ابتدا از داشته های فرهنگی و سیره عملی بزرگان دینی و فرهنگی خود آغاز کنیم و آن گاه به دانش جهانی مراجعه داشته باشیم. حضرت امیرالمومنین علی (ع) در نامه معروف خود به مالک اشتر نخعی می فرماید: بدان ای مالک! تو را اعزام داشتم به سوی منطقه ای که در آنجا حکومت های متعددی پیش از تو عادلانه و یا ستمگرانه حکمرانی کرده اند و مردم دقت می کنند در رفتار تو همانند توجه و دقت تو در رفتار حکمرانان پیش از خودت، و آنچه را که تو درباره آنها می گفتی یا انتظار داشتی، دیگران نیز از تو انتظار دارند و یا درباره تو می گویند. حضرت امام خمینی (س) به تاسی در آن امام همام به دولتمردان خود توصیه می فرماید که «قدرت، ایمان شما را نگه داشته است و پشتیبانی ملت. این پشتوانه را باید حفظش کنید، اگر این پشتوانه خدای نخواسته، یک وقتی از دست ما برود، همه ما از بین خواهیم رفت و اسلام هم دستخوش یک مسائل دیگر می شود». همان طوری که مشاهده می کنیم بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به افکار عمومی به عنوان یک اصل می نگرد و حتی معتقد است «جلب نظر مردم از اموری است که لازم است، پیامبر اکرم (ص)، جلب نظر مردم می کرد، دنبال این بود مردم را جلب کند». آنچه مسلم است، اسلام به جلب نظر مردم اهمیت ویژه قائل است و آن را لازمه حکومت اسلامی و اجرای احکام الهی می داند شاهد این مدعا خانه نشین شدن 25 ساله حضرت امام علی (ع) به دلیل انحراف و فریب افکار عمومی است و صد البته در چنین شرایطی امام (ع) ساکت ننشسته و به هدایت و اقناع افکار عمومی می پردازد و حتی حاکمان را نیز از راهنامیی ها و هدایت خود بی نصیب نمی گذارد و فرزند خلف او، امام خمینی (س) نیز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه می فرماید: «در صورت استقرار یک حکومت اسلامی و بسط آزادی ها و افزایش امکانات ترقی واقعی برای مردم، می توان از راه بحث و اقناع - با عملی کردن اسلام - آنها را که خواهان حقیقت و عدالتند به دامن اسلام بازگرداند» حال که تا حدودی با دیدگاه های بزرگان درباره موضوع افکار عمومی آشنا شدیم، نظری بیفکنیم به دیدگاه ها و نظریه های دانشمندان دیگر در این باره. در اغلب کتب علوم اجتماعی، افکار عمومی مجموع عقاید افراد یک جامعه نسبت به موضوعی که بر زندگی آنها تاثیر دارد، تعریف شده است. اندیشمندان معتقدند از زمانی که افکار عممومی شکل می گیرد دارای نیرو، پویایی و حرکت می شود که قادر به اعمال فشار است. بنابراین، شناخت افکار عمومی، چگونگی شکل گرفتن و راه های تغییر آن، از جمله مسائل مهمی هستند که مسوولان روابط عمومی ها باید بدان آگاهی داشته باشند، زیرا آنان را قادر می سازد تا فعالیت های زیر را بر روی افکار عمومی انجام دهند. 1) اگر افکار عمومی منفی و مخالف باشند، با اطلاع رسانی بهنگام و صحیح، آنها را تغییر و یا حداقل خنثی خواهند کرد. 2) اگر افکار عمومی مثبت و موافق باشند، این وضع را حفظ خواهند کرد که باز اطلاع رسانی دخالت جدی در این امر دارد. 3) اگر افکار عمومی بلاتکلیف باشند اصطلاحاتی شکل و نهفته باشند، آن را شکل داده و هدایت خواهند کرد که این مورد نیز با روش ها و تکنیک های اطلاع رسانی میسر خواهد بود. برای اینکه اقدامات یاد شده اثربخش باشد و ما را به هدف برساند، لازم است چند نکته یادآوری شود: نخست اینکه پیام ارسالی اقناعی و ترغیبی باشد و از واژه های نامانوس با عموم گیرندگان پیام، استفاده نشود؛ چرا که افکار عمومی منفی، در مقابل اطلاعات غیر اقناعی و واکنشی که معمولا" هم با احساسات همراه است، عکس العمل منفی تر نشان داده و ارائه اطلاعات فوق را «توجیه» خواهد انگاشت، بنابراین به جای خنثی سازی و یا تغییر افکار عمومی از منفی به مثبت، آن را علیه موضوع تحریک کرده و در حقیقت از هدف دور شده ایم. در اینجا باستی خلاءهای اطلاعاتی موجود در افکار عمومی به دقت شناسایی و با توضیحات لازم، از مقدمه و موخره، آن را اقناع و مجاب کنیم. روابط عمومی ها به خصوص در مقام پاسخ به رسانه ها، باید به این موضوع توجه کنند. دوم اینکه موانع احتمالی در مسیر انتقال پیام مورد توجه قرار گیرد و حتی الامکان حذف یا کاهش یابد. مثلا" معیارها و ارزش های جامعه مورد نظر، باید حتما" مورد توجه باشد. پیام حتی الامکان در مقاطع زمانی مناسب و به طور منطقی تکرار شود، این، توجه افکار عمومی را جلب خواهد کرد. پیام، دارای بار منفی و تعارضی که افکار عمومی را علیه آن برانگیزد نباشد. از رسانه هایی استفاده شود که پیام را حتما" به گیرندگان برساند. پیام، ساده باشد و حتی الامکان طوری تنظیم شود که فقط یک مفهوم از آن برداشت شود. از پیش قضاوت هایی که تحت تاثیر سلیقه شخصی و یا گرایش های حزبی و جناحی ممکن است همراه پیام ارسال شود، پرهیز گردد. سومین نکته اینکه رهبران افکار عمومی مورد شناسایی قرار گیرند و پیام های اقناعی ابتدا به آنان داده شود. نکته آخر جلب اعتماد و اطمینان افکار عمومی نسبت به خود از طریق مختلف از جمله تطبیق گفتار با رفتار است. حال، سوال این است که چگونه می توان از وضعیت افکار عمومی نسبت به موضوعات مختلف، مطلع شد؟ پاسخ روشن است اطلاع یابی و افکار سنجی. افکارسنجی، یک نوع پژوهش و انجام مراحل علمی است که پس از تعریف جامعه مورد سنجش، نماینده این جامعه و یا نمونه ها انتخاب می شود و سوالات مورد نظر به صورت دقیق طراحی و آنگاه به صورت پرسشنامه یا مصاحبه از جامعه مورد سنجش سوال می شود، سپس پاسخ ها استخراج و نتایج در جداول یک بعدی و دو بعدی تنظیم و در مرحله نهایی، اطلاعات، مورد تجزیه و تحلیل و تفسیر قرار می گیرد. طی کردن این مراحل می تواند درصد صحت نتایج به دست آمده را بالا ببرد و مدیر و تصمیم گیرنده را در جهت شناخت وضعیت واقعی یاری دهد. دقیقا" به همین علت است که روابط عمومی ها می توانند نقش حساس و با اهمیتی را ایفا کنند و خدمت دو جانبه ای را به سازمان و افکار عمومی ارائه دهند. از یک سو با انتقال نظر مردم، نقاط مثبت و منفی سازمان و مدیریت را به مانند آیینه به آنان نشان دهند و از این طریق خطر مشوش شدن اذهان عمومی نسبت به سازمان و در نتیجه بروز فشار افکار عمومی را از فراروی سازمان بردارند، از سوی دیگر با آگاه کردن مدیریت از نقاط ضعف و قوت موجبات اصلاح امور و خدمات دهی بهینه به مردم را فراهم آورند. در فرآیند ارتباط، یکی از 3 عامل مهم فرآیند، افکار عمومی است، که در صورت نادیده گرفتن آن، پدیده ارتباط، موجودیت خود را از دست خواهد داد.
افکار عمومی؛ صدای خاموش جامعه افکار عمومی (Public Opinion) به طور عمده محصول دوران روشنگری است. این اندیشه با فلسفههای سیاسی لیبرالی اواخر قرون هفدهم و هیجدهم (لاک و روسو) و به ویژه تئوری دمکراتیک قرن نوزدهم تلفیق شده است (پراسیس، 1382 ،ص 21). افکار عمومی بیش از هر نیروی دیگری تعیین میکند انسان چگونه بیندیشد و رفتار کند. علی اسدی این موضوع را با رویکرد به فنآوری رسانهای بیان میکند و میگوید: گسترش وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو، تلویزیون و مطبوعات پرتیراژ، باعث پیدایش جامعهی تازهای شد که در آن همه افراد، صرفنظر از اینکه در کجا زندگی میکنند و یا به چه گروه اجتماعی تعلق دارند، از طریق تماس با منابع خبری، از رویدادها و رخدادها آگاه شوند. تا جایی که حتی اگر در جامعهای، میزان مشارکت اجتماعی مردم هم محدود باشد، میزان آشنایی آنها با حوادث و رخدادها که نتیجه مشارکت آنها در این زمینه است، با آنچه در گذشته بود، فرق دارد (اسدی ،1371 ،ص 42). تاثیر رسانهها بر مردم و شکل دهی به افکار عمومی، موضوعی است که در کنار مباحث مربوط به تبلیغ، از اهمیت برخوردار است. افکار عمومی و به تعبیری «صدای خاموش مردم»، یک اصطلاح جامعه شناختی است و عبارت از درک معینی است که مردم یک جامعه نسبت به مسائل مهم پیدا میکنند (حکیمآرا، 1384، ص218).
نیروهای محرکه افکار عمومی کیم بال یانگ به سه مرحله رشد افکار عمومی اشاره میکند: 1) منشأ موضوع: افکار عمومی از یک مشکل عمومی سرچشمه میگیرد، زیرا تا زمانی که امور به طریق خودکار و عادی جریان دارد و با مسائل عمومی براساس عادات و قوانین برخورد میشود، هیچ کس خود را به فکر کردن مشغول نمیکند، زیرا به ندرت فردی تنها به سبب نقد مطلبی، به تفکر میپردازد. 2) بحث در مورد موضوع و راه حل های پیشنهادی: این مرحله با کوشش برای شناخت موضوع و امید به پیدا کردن راه حل عملی آغاز میشود. سپس بحثی همه جانبهتر به دنبال میآید. ولی این بحث در مرحلهی تفسیری و اولیه باقی میماند و طی آن بررسی در مورد ویژگی های مختلف مشکل، مانند میزان اهمیت آن و انعکاس احتمالی آن بر سایر ویژگی های زندگی اجتماعی صورت میگیرد. زمانی که بحث ها، جدل ها و مشاورههای مربوطه انجام گرفت، راه حل های متفاوت بروز میکند که غالبا متناقض اند. در مورد راه حل های موضوع تازه، غالبا اختلافات شدیدی بروز میکند و در این مرحله، عوامل اختلاف و عوامل اتفاق روشن تر میشود و در زمانی که آرای مختلف بیان شد، گروه های کوچکی تشکیل میشود که هر یک، از دیدگاه ویژهای هواداری میکند. سپس آرا متبلور میشوند، راه حل های خیالی کنار گذاشته میشوند و راه حلی میانه بدست می آید و یا ممکن است اختلافات به عدم سازش منجر شوند. 3) دستیابی به توافق عمومی: زمانی که موضوعات مربوطه از فوریت برخوردار باشند، نمیتوان برای همیشه به بحث ادامه داد و دستیابی به یک راه حل امری حیاتی است. رسیدن به اتفاق در برخی عرصه های خاص، ساده و در برخی عرصه های دیگر دشوار است (نصر، 1380، صص413-414). افکار عمومی و جنگ روانی جنگ روانی علیه ذهن انسان و افکار او صورت می گیرد و به این ترتیب، مطالعهی افکار عمومی رابطهی محکمی با موضوع جنگ روانی دارد (نصر، 1380، ص403). پس سعی میشود مفهوم اهمیت و چگونگی شکل گیری افکار عمومی و راه های نفوذ در آن ارائه و مولفه های خاص در دنیای امروز مشخص شود. یکی از نکات برجسته در افکار عمومی، قابلیت اداره کردن و نفوذ در آن است. در جنگ روانی برای رسیدن به هدف غایی و پیروزی، از هر وسیلهای برای تحریک احساسات و ایجاد دگرگونی مطلوب، از افکار عمومی استفاده میشود. عدهای افکار عمومی را ضمیر باطنی یک ملت میدانند. افکار عمومی در جریانات سیاسی- اجتماعی جامعه دخالت میکند، بدون آنکه در قوانین مملکتی نامی از آن برده شود. افکار عمومی لزوما نتیجهی افکار انفرادی دربارهی یک موضوع معین و مشخص است که ضمنا ملت ها را ظرف مدت کوتاهی دگرگون میکند و چهره ای جدید به جهان نشان می دهد. ماهیت افکار عمومی اگر به تعاریف افکار عمومی اشاره شود، ماهیت آن مشخصتر، نمایان تر و واضح تر می شود. جیمز یانگ، افکار عمومی را اینگونه تعریف می کند: قضاوت اجتماعی هرجامعهی خودآگاه در مورد مسائل مهم که ابتدا به طور برهانی در آن جامعه به بحث گذاشته شده باشد. افکار عمومی نقش محوری در جامعه دارد و به تاریخ گذشته ارتباط پیدا میکند و افسانهی عصر طلایی گذشته را در زمینههای دیگر به چشم انداز جامعه امروز میکشاند. افکار عمومی تهییج میکند و آنچه را که در تاریخ رویداد بوده، به عصر حاضر منتقل میسازد. شکل گیری افکار عمومی افکار عمومی فرایند پیچیده ای است که میان نظرات فردی و جریانات فکری جامعه انجام میگیرد، روی فرد تاثیر میگذارد و اندیشه ها و نظرات فردی، نظرات گروهی را میسازد. افکار عمومی را میتوان یک جریان فکری دانست که مسلط برجو فکری جامعه شده و آن را میسازد. این افکار از فرهنگ جامعه، یا از افکار قالبی و کلیشه ای، یا از اطلاعاتی که به وسیلهی رسانهها در جامعه پخش میشود، و یا از رخدادهایی که در محیط اتفاق میافتد، نشات میگیرد. بنابراین، آداب و رسوم و شیوه های رایج فرهنگ، همگی عناصر تشکیل دهندهی افکار عمومی هستند. تنها تفاوت آنها با آداب و رسوم این است که آداب و رسوم پایدار هستند و خصلت جدایی افکار عمومی را ندارند. در عصر ما افکار عمومی یکدست نبوده و در نتیجه، از برخورد جریان های فکری گوناگون شکل میگیرند؛ زیرا که حوادث، رخدادها و مجموعه اطلاعاتی که به جامعه داده میشود، همه در حال تغییر و دگرگونی هستند. این افکار نیز در حال تغییرند؛ از این رو میتوان گفت که یکی از ویژگی های افکار عمومی این است که بر مبنای نگرش ها شکل میگیرد. در واقع نگرش ها، پایهها و زمینههای پایدارتر افکار و یا لایهی زیرین افکار عمومی محسوب میشوند (رفیعی، 1382، صص101-97). گردش اطلاعات در رسانهها، یکی از عوامل بسیار مهمی است که در شکل دادن به افکار عمومی موثر است. علت آن، فراگیر بودن، نفوذ پذیر بودن، گیرا بودن و سرعت پخش پیام هاست. رسانهها برشکل گیری افکار عمومی نقش و تاثیر بسیاری دارند ولی این تاثیر همواره با نوعی مداخله و یا نقشی است که دروازه بان های اطلاعاتی یا رهبران فکری بر عهده دارند. از این جهت، اگر این دو همسو باشند، اثر رسانهها تشدید میشود و اگر هم ناهمسو باشند، بخشی از این تاثیر خنثی میشود. بطور کلی، میان افکار عمومی و نظام ارتباطی، رابطهای متابولیک و کنش و واکنش بسیار پیچیده ای وجود دارد؛ به این معنی که نظام ارتباطی از افکار عمومی تغذیه میکند و در شکل دادن به افکار عمومی هم نقش موثری دارد. به عبارتی، یک رابطهی دوسویه میان افکار عمومی و ارتباطات اجتماعی وجود دارد (رفیعی، 1382، ص106). نفوذ در افکار عمومی افکار عمومی به اندازهای قوی و نیرومند است که برای برگرداندن آن در یک جهت مشخص و معین، باید کوشش های بی دریغی به عمل آید. هرگاه لازم باشد که افکار عمومی به حمایت از نظریهی معینی ترغیب شود، باید در بیشتر موارد، در احساسات مردم اعمال نفوذ کرد؛ به این معنا که برای ایجاد طرز تفکر مورد نظر، احساسات عامهی مردم را تهییج کرد. در واقع، تلاش میشود که تا حد امکان، نیروی اندیشه و وجدان فرد، کمتر به کار افتد و برعکس در او واکنش های انعکاسی شرطی بوجود آید. در دنیای امروز، به دلیل آنکه نیرومند ترین ابزار تبلیغاتی در دست قدرت های حاکمه جهانی است، ایجاد واکنش های شرطی در اذهان عمومی نیز در جهت اهداف از پیش تعیین شده و همچنین از راه بکارگیری شیوه ها، وسایل و تجهیزات مناسب توسط همین قدرت های حاکم صورت میگیرد (رفیعی، 1382، ص118). صاحبنظران عملیات روانی براین اعتقادند که برای تاثیر در افکار عمومی، باید یک یا چند محرکه و غریزه اصلی بشر را تحریک کرد، مانند غریزه های مبارزه جویی، وطن پرستی و غیره. در این شرایط، اعمال مورد نظر محرکین توسط همین عملیات روانی کورکورانه انجام می پذیرد.
جامعه شناسی افکار عمومی ایران شاید به این موضوع فکر کردید که چرا در ایران هیچ وقت " نظر" مردم قابل پیش بینی نیست و به همین دلیل هم " نظرسنجی" جواب نمی دهد و بر اساس نظرسنجی علمی هم نمی توان چیزی را پیش بینی کرد. مثلا همه ما می دانیم که حداقل نود درصد مردم ایران مخالف جمهوری اسلامی هستند و طرفداری برکناری حکومت اند، از طرف دیگر تقریبا همه اصلاح طلبان معتقدند که 75 درصد مردم کشور طرفدار اصلاحات اند، و یک واقعیت دیگر این است که جمهوری اسلامی معتقد است که حداقل 99 درصد مردم ایران با تغییر حکومت در ایران مخالفند و طرفدار اسلام و انقلابند. یکی دیگر از واقعیات ایران هم این است که بین چهل تا شصت درصد مردم ایران طرفدار سلطنت اند، و بی هیچ تردیدی بین 99 تا 110 درصد مردم هم طرفدار مجاهدین خلق اند، اما همگان می دانیم که بیش از صد درصد مردم ایران مخالف مجاهدین خلق اند. معمولا واقعیت نشان می دهد که مردم ایران حداقل بین 300 تا 400 درصد کل جمعیت کشور نظر دارند. اما یک واقعیت دیگر هم وجود دارد و آن اینکه همه مردم مطمئن هستند که نظام جمهوری اسلامی می خواهد هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شود، به همین دلیل است که ما در انتخابات شرکت نمی کنیم، چون معلوم است که هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور می شود، با این وجود احمدی نژاد رئیس جمهور می شود و پس از انتخابات هیچ کس شکی ندارد که جمهوری اسلامی از همان ابتدا قصد داشت احمدی نژاد رئیس جمهور شود. همه اینها نشان می دهد که نظرسنجی در ایران تقریبا کاری غیر ممکن است، ما هرگز نمی توانیم بگوئیم نظر مردم ایران چیست و از چه راهی می توان نظر مردم را فهمید. برای توضیح بیشتر دلایل اینکه چرا هرگز نمی توان فهمید نظر مردم ایران چیست، برایتان می گوئیم. دوم: مردم معمولا به کسی که می خواهد نظرشان را بداند، نظری را می گویند که لازم است بگویند، نه نظری که دارند. مثلا یک نفر که طرفدار اصلاحات است، در نظرسنجی برای اصلاح طلبان اعلام می کند که در انتخابات به معین رای می دهد، اما در مصاحبه با تلویزیون چنان حرف می زند که انگار به قالیباف رای می دهد، همین آدم در مصاحبه با خبرنگاران خارجی اعلام می کند که در انتخابات شرکت نخواهد کرد، با همه این احوال وی در انتخابات حاضر می شود و به ..... رای می دهد. سوم: بسیاری از ایرانی ها صبح که می خواهند برای رای دادن بروند، تصمیم می گیرند به هاشمی رای بدهند، ولی وقتی پای صندوق می رسند، عصبانی می شوند و به احمدی نژاد رای می دهند. در حقیقت نظرسنجی از مردم ایران کاری غیرممکن است، چون نظر مردم در لحظه ای که از آنها نظر می پرسید یک چیز است و در زمانی که نظرشان جمع بندی می شود چیزی دیگر است، و زمانی که نظرشان اعلام می شود، کاملا با دو حال قبلی متفاوت است. چهارم: نظرسنجی از مردم ایران تقریبا کاری غیرممکن است، اگر فرض کنیم که سه مورد اول حل شده باشد، مردم ایران نظرشان را بگویند، نظرشان تغییر نکند، و اصولا نظری داشته باشند، دو حالت مفروض است، یا نظرشان به نفع دولت است، در این حالت کسی نتیجه نظرسنجی را باور نمی کند و مردم خواهند گفت که این نظرسنجی دروغ است و اگر نظرسنجی نشان بدهد که مردم نظری مخالف دولت دارند، نظرشان غیر قابل انتشار است، چون اگر این نظر منتشر شود، آنها تحت تعقیب قرار می گیرند و هیچ راهی هم برای اثبات نظرشان ندارند، مگر اینکه دوباره به مردم مراجعه کنند، تا آن موقع هم نظر مردم عوض شده است.
چه کسانی افکار عمومی را بر می انگیزند؟ بنجامین پیج، رابرت شاپیرو و گلن دیمسی معتقدند نارسایی ها و نقاط ضعف طرحهای تحقیقاتی مشخص می کند که چرا بسیاری از مطالعات که در مورد تاثیر رسانه ها بر افکار عمومی صورت گرفته، اثرات عمیق و بنیادی برجسته سازی را آشکار نمی کند. این نویسندگان خاطرنشان می کند که اکثر طرحهای تحقیقاتی ببیشتر بر شکل گیری افکار عمومی در مورد رویداد یا دسته ای رویدادهای خاص متمرکز می شوند تا بر افکار و نظراتی که در بلند مدت و با چندگانگی محرکهای رسانه های شکل می گیرد. محققان به ندرت پایه تحقیقاتشان را تا آنجا بسط می دهند که به آنها اجازه دهد افکار عمومی قبل از مواجهه با اخبار را نیز مورد سنجش قرار دهند. آنها معمولاً نمی توانند جاذبه ها، شیوه های ارائه و منابع مطالب خبری را مورد تحلیل قرار دهند. شهروندان عقل گرا و رسانه های ارتباط جمعی اطلاعات جدیدی که عقیده و نظر افراد را درباره سیاستهای دولت تغییر می دهد می تواند کارایی مورد انتظار این سیاست های را نیز تغییر دهد. این تغییر عقیده به شرطی رخ می دهد که اطلاعات: 1. واقعاً دریافت شود. 2. درک شود 3. صریحاً مربوط به ارزیابی سیاستهای دولت باشد. 4. متفاوت از اطلاعات و عقاید گذشته باشد 5. معتبر و قابل اطمینان باشد. وقتی این شرایط به حد کافی مهیا باشد، اطلاعات جدید می تواند اولویت ها را انتخابهای شهروندان را در مورد این سیاستها تغییر دهد. و اگر این شرایط برای همه یکسان باشد ممکن است چنان تغییری در افکار عمومی جمعی به وجود آید که در نظرسنجی ها محسوس و قابل سنجش باشد. مثلاً اگر اولویت های شهروندان درباره سیاستهای دولت مبتنی بر عقیده خاصی باشد: چون روس ها در زمینه قدرت نظامی از ما پیشی گرفته اند پس باید بودجه بیشتری را به دفاع ملی اختصاص دهیم. و آنگاه اطلاعات جدید و موثقی که به خوبی در بین مردم اشاعه یافته باشد این عقیده را به چالش بطلبد. گزارشها حاکی از آن است که هزینه ارتش آمریکا به شدت افزایش یافته است و مطالعه CIA هم نشان می دهد که بودجه نظامی شوروی از 1976 به بعد بسیار کاهش یافته است. نتیجه این خواهد بود که اشتیاق و علاقه شهروندان به افزایش بودجه ارتش کاهش خواهد یافت. از آنجایی هم که اکثر مردم انگیزه چندانی ندارند تا وقت و تلاش خود را صرف فراگرفتن زیر و بم سیاست های جایگزین کنند(Downs 1975) پس نباید انتظار داشته باشیم که اطلاعات جدید تغییرات عمده و سریعی در افکار عمومی ایجاد کند. در واقع شواهد حاکی از آن است که کلیت افکار عمومی درباره سیاستهای دولت از ثبات نسبی برخوردار است.(Page and Shapiro 1982). اما اگر به هر دلیلی بخواهند چیزی در مورد این سیاستها بیاموزند، عمدتاً به ارزان ترین و قابل دسترس ترین منابع متوسل خواهند شد: روزنامه ها، رادیو و تلویزیون- مخصوصاً اخبار شبکه های تلویزیونی- وقتی که اخبار رسانه ها به گوش گستره وسیعی از مخاطبان برسد و پنج شرط فوق نیز مهیا باشد باید منتظر تغییر افکار عمومی عمومی بود. اخبار تلویزیون عمدتاً شرط مواجهه را داراست (شرط اول). اکثر خانواده های آمریکایی دارای تلویزیون هستند و هر از گاهی در جریان اخباری که پخش می شود قرار می گیرند. بینندگان ممکن است در حین پخش اخبار توجهی به آن نداشته باشند، در حال قدم زدن صحبت کردن و یا سرگرم بچه ها باشند؛ اما به هرحال هر روز، میلیونها شهروند آمریکایی حداقل نظری اجمالی به اخبار تلویزیون می اندازند، بعضی هم تیترهای روزنامه ها را می بینند و یا چکیده اخبار را از اعضای خانواده یا دوستانشان می شوند. به هر حال پس از چند هفته یاچند ماه اطلاعات جزء دریافت وانباشت اطلاعات صورت می گیرد.
تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات هر یک از ما در یک بستر خاص فرهنگی رشد کرده ایم و نوع بینش و دید ما نسبت به خیلی از پدیده های اجتماعی، برگرفته از همان بستر می باشد. بدیهی است در دنیای امروز که فرهنگها، تمدنها، ادیان و تمام ارکان هویتساز ملل، هدف آماج جهانیشدن قرار گرفته است، برای حفظ این عناصر و در پی آن، صیانت از هویت ملّی، باید از طریق تبلیغات کوشید تا هویت فردی و ملّی در امان بماند. تبلیغات فرهنگی باید با معرفی هنجارهای یک جامعه، همبستگی را که پایۀ اساسی کنشهای متقابل بین انسانهاست، هدف قرار دهد و دستیابی به یک اتحاد موفق میان همۀ انسانها را موجب گردد. موضوع مقالۀ حاضر نگاهی به رابطۀ بین تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات است و در آن بنا به ضرورت اهمیت فرهنگ و نقش کلیدی آن در جامعه، مروری نیز بر چالشهای درونی تبلیغات فرهنگی، باورها و ارزشهای فرهنگی شده است. با توجه به نقش مهم وسایل ارتباط جمعی در انتقال ارزشهای فرهنگی، در این مقاله دیدگاه مارشال مک لوهان در مورد رسانهها و جهانیشدن اطلاعات مطرح گردیده است و در نتیجهگیری این طور بیان شده که تبلیغات فرهنگی باید با معرفی هنجارهای یک جامعه، همبستگی را که پایۀ اساسی کنشهای متقابل بین انسانهاست، هدف قرار دهد و دستیابی به یک اتحاد موفق میان همۀ انسانها را موجب گردد. مردم باید فرهنگ پذیرش این اطلاعرسانی را داشته باشند و این فرهنگ، جز با بسترسازی در بین مردم برای پذیرش اطلاعات ارائه شده توسط مبلغین، ایجاد نمیگردد. وسایل ارتباط جمعی با تکنولوژیهای نوین، در پی اطلاعرسانی از ارزشهای فرهنگی ملل مختلف میباشند. ارزش های فرهنگی یک جامعه میتواند در بیـن مردم جامعۀ دیـگر نیز تأثیرگذار باشد و تبادل اندیشهها و رفع نیازهای اجتماعی بین افراد را موجب گردد. در این جا، این سؤال مطرح میشود که چگونه میتوان از طریق تبلیغات، ارزشهای رفتاری و تمدّن یک جامعه را به دیگر مردم معرفی نمود و آیا بدون رعایت ارزشهای فرهنگی میتوانیم از تبلیغات مؤثر بهره بگیریم؟ بین تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات چه رابطهای وجود دارد. در واقع فرهنگ پذیرش پیامهای تبلیغاتی را چگونه باید در باور مردم گنجاند تا نقش اصلی خود را ایفا نماید؟ و در این میان وسایل ارتباط جمعی چه نقشی دارند؟
ارتباط بین تبلیغات و فرهنگ «تبلیغات» در لغت معادل واژۀ «propaganda» و در فارسی معنای لغوی آن معادل رساندن پیام و در اصطلاح، کوششی است آگاهانه و حسابشده که به منظور تغییر ادراک و همسو نمودن رفتار مخاطب با نیّت مورد نظر مبلّغ صورت میگیرد. تبلیغ را باید نوعی اطلاعرسانی تعریف نمود. «فرهنگ» را باید مجموعهای از باورها، آیینها، اندیشهها، آداب و رسوم و ارزشهای حاکم بر یک جامعه دانست. به دیگر سخن، فرهنگ مقولهای است که در سطح جامعه و گروه، و در تعامل میان آنها معنا مییابد و شیوۀ برقراری ارتباط و تعامل را میان افراد آن جامعه بیان میکند. بر مبنای فرهنگ است که افراد، تجارب، تصوّرات و عقاید خود را با یکدیگر مبادله میکنند. فرهنگ را میتوان نظامی فکری دانست که در گفتار و رفتار جامعه، متجلّی میشود. در یک نگرش کلّی و جامع، «فرهنگ»، شیوه و اسلوب زندگی است. از این منظر، فرهنگ مقولهای است در حال تحول، که از بسیاری از شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه تأثیر میپذیرد. (کردستانچی، 1385) ارتباط بین تبلیغ و فرهنگ را میتوان این چنین بیان کرد؛ تبلیغ در واقع یک ابزار فرهنگساز است و مثال عینی آن نیز اشاعۀ فرهنگ مصرفگرایی در سطح جوامع میباشد. زمانی که فرهنگ جدیدی ایجاد میگردد، به سادگی قابل تغییر نمیباشد و برای تغییر این نظام فرهنگی، نیاز به یک برنامهریزی صحیح و تأمین ابزارهای لازم است. تبلیغات از طریق رسانههای مختلف اعم از مطبوعات، رادیو، تلویزیون، تبلیغات محیطی و غیره در اشاعه و شتـاب فرهنگ هر جامعه مؤثر بوده و برای تغییر فرهنگ جوامع، نیاز به یک برنامهریزی دقیق و همهجانبه ضروری میباشد. رویکردی که چارهای جز هماهنگی اجزا و عوامل تاثیرگذار و تأمین هزینههای آن نداریم. تبلیغات فرهنگی میتواند بار عظیمی از اطلاعات و آموزشهای فرهنگی را با خود به همراه داشته باشد. در واقع هر تبلیغ فرهنگی، علاوه بر اطلاعرسانی، پیامهای آموزشی نیز همراه دارد که ممکن است این پیامها فقط تصویر و یا نماد باشند و الزامی نیست که حتماً این آموزشها به صورت شعار یا تیتر ارائه شود.
تأثیر متقابل فرهنگ و تبلیغات در جامعه فرهنگ، مهمترین عامل در شخصیت دادن و شکوفا کردن استعدادهای درونی افراد جامعه به شمار میرود و باید گفت؛ هر یک از جوامع انسانی، فرهنگ خاصّ خود را دارد که در حلول تاریخ شکل گرفته است و همین فرهنگ، هویتدهندۀ یک جامعه میباشد. اما هرگاه جامعهای نتواند هویت ملّی خود را حفظ کند و به اصطلاح گرفتار خودباختگی فرهنگی شود، در مقابل فرهنگ بیگانه منفعل و تسلیم خواهد شد. به همین علّت است که کشورهای جهان در کنار ارتباطات فرهنگی با سایر کشورها، تلاش میکنند تا فرهنگ ملّی خود را حفظ، ترویج و تقویت کنند. خصوصاً در عصر حاضر که قدرتهای سلطهگر میکوشند با ترویج فرهنگ غرب، در کشورهای دیگر نفوذ کنند و به همین دلیل همواره چنین وانمود میکنند که هرگونه پیشرفت، در گرو پیروی از فرهنگ غرب است. حفظ ارزشهای فرهنگی در آگهیهای بازرگانی، عامل مهمی در پذیرش اینگونه تبلیغات در میان عامۀ مردم است. بدیهی است در نظر گرفتن این عوامل نسبت به گروههای مختلف مخاطبان آگهیها، در رونق بازار در جامعههای مختلف نقش به سزایی خواهد داشت. حفظ هویت فرهنگی یک ملّت، گسترش، تقویت و افزایش تولید محصولات فرهنگی از اهمّ فعالیتهای یک نهاد فرهنگی است. اگر نهادهای فرهنگی ایجادشدۀ رسمی، یعنی دولتی و غیردولتی نتوانند در این راستا خدمتی انجام دهند و برای حفظ هویت فرهنگی یک ملّت، گامی ارزنده و قوی بردارند و یا نتوانند از دستاوردهای فرهنگی جهان پیشرفته، به درستی استفاده کنند و زمینههای استفاده را برای ملّت خود طوری مساعد بسازند که ریشههای اساسی و یا اساسات فرهنگی یک ملّت را زیر سؤال نبرند و با آنها مقابله نکنند، در این صورت در انجام وظایف خود موفق نیستند.
فرهنگسازی جهت پذیرش تبلیغات در مخاطبان در زمینۀ فرهنگسازی، جهتدهی، برجستهسازی و هنجارآفرینی در عرصههای عملی و کاربردی، باید به نکات عمده و اصلی توجه و عنایت شود که عمدتاً از این قرارند: 1ـ ساختار موضوع ترویجی، با مبانی ارزشی قوی دینی و رسوم نهادینه شدۀ عمومی، منافات نداشته باشد. 2ـ حتیالمقدور نشأت گرفته از تعالیم دینی و قومی باشد و یا با آنها قرابت و همخوانی داشته باشد. 3ـ بر خلاف موازین عقلی و منطقی جلوه نکند. 4ـ ضرر و زیان آشکاری را متوجه مخاطبان نسازد. 5ـ از طریق رسانههای مورد اعتماد پخش و نشر شود. 6ـ از زبان و قلم و اشاره رهبران فکری، مذهبی و اجتماعی شناخته شده و از طرف فرد قابل اعتماد، بیان و نوشته شود و یا مورد تأیید و تنفیذ قرار گیرد. 7ـ در اذهان مخاطبان، فایدهای از آن متصوّر شود. 8ـ رفتار عاملان فرهنگساز و مروّجان ارزشهای جدید، تصنّعی نبوده و سرشار از اعتماد به نفس باشد که لازمۀ آن این است که آنها خود به حقانیت موضوع، اعتقاد راسخ داشته و به آن مؤمن باشند. 9ـ از راز و رمزهای گفتاری، نوشتاری، علائم، نشانهها و ظرفیتهای هنری به خوبی استفاده شود. 10ـ از طریق گفتوگو، مذاکره و ارتباط دو سویه غفلت نشود، از تکگویی و روشهای عامرانه پرهیز شود تا با مفاهیم، تفاهم حاصل شود.
تبلیغات فرهنگی «تبلیغات فرهنگی» به نوعی از تبلیغ گفته میشود که برای القای موضوعات فرهنگی، تقویت ریشهها، آموزش و در مجموع، تزریق نوعی ایدۀ فرهنگی در اذهان عمومی از آن استفاده میشود و در آن میتوان از تمام ابزارهای تبلیغ سود جست. تبلیغات فرهنگی، زیرمجموعهای از تبلیغات سیاسی است. همانطور که قبلاً به تعریف تبلیغ پرداختیم، میتوانیم چنین نتیجهگیری کنیم که «تبلیغ فرهنگی، فعالیتی آموزشی است که به منظور اطلاعرسانی پیامهای فرهنگی انجام میگیرد»، به طوری که نتیجۀ این فعالیت، نفوذ بر دیگران و جذب افکار عموم مردم برای شرکت کردن در فعالیتهای فرهنگی، نظیر رفتن به نمایشگاه، موزه، تئاتر و سینما است. این فعالیت نه تنها باید به طور جدّی در سطح هر جامعه وجود داشته باشد، بلکه برای شناخته شدن در سطح جهان، تبلیغات فرهنگی برای آن لازم و ضروری است. امروزه کشورهایی که پایگاه عظیم ماهوارهای را در اختیار دارند، میتوانند از طریق تبلیغات، ذهنهای تمام مخاطبان خارج از کشور را تحت تأثیر قرار دهند و این تبلیغات کاملاً هدفدار و از پیش تعیین شده است. باید از تبلیغات برای تقویت ریشههای فرهنگی مردم سود جست تا به راحتی تحت تأثیر فرهنگهای تبلیغاتی تخریبی قرار نگیرند. تبلیغات فرهنگی برای معرفی نمایشگاههای هنری، فرهنگی، موزهها، کتب و نشریات و یا طرح مطالب مذهبی، مسابقات ورزشی، فیلم و تئاتر و یا تحلیل و یادبود از اشخاص و آموزشهای عمومی در سطح جامعه به کار میرود. طراح در طـراحی، امکان بیشتری برای نمایش دارد، زیرا محتوای موضوع به طـراح اجازه میدهد تا تغییرات زیبا و هنرمندانۀ خود را از موضوع مطرح کند و با ذهن و تصوّر بیننده، رابطۀ معنوی برقرار نماید و بیننده نیز به دلیل فراغت و علاقۀ معنوی، وقت زیادتری را برای دیدن آنها صرف میکند. ابزارهای تبلیغات فرهنگی یکی از ابزارها و امکانات موجود که میتواند در گشودن باب گفتوگو میان فرهنگها یا بالعکس در دامنزدن به کینه و نفرت قومی، نژادی و فرهنگی سهم اساسی ایفا نماید، رسانهها هستند. از ضروریات مهم برای هر فردی که قصد برنامهریزی در مورد کاربرد رسانه را دارد، داشتن ذهنی باز و فعال است، زیرا باید بتواند از میان رسانههای مختلف، بهترین رسانه یا رسانهها را جهت کار تبلیغاتی خود انتخاب نماید. از رسانههایی نظیر تلویزیون و رادیو گرفته تا رسانههای بسیار جدید امروزی نظیر اینترنت، همه باید مدّ نظر برنامهریز رسانه قرار گرفته و بتواند آنها را طبقهبندی کرده و بهترین آنها را که با مقاصد تبلیغاتیاش دربارۀ مخاطب هماهنگ و متناسب است، انتخاب نماید و به طرز کارآمدی از آنها بهرهبرداری کند. مهمترین گام برای انتخاب رسانه عبارت است از: 1ـ تعیین سطح پوشش، فراوانی رؤیت پیام و نحوۀ تأثیر؛ 2ـ انتخاب در میان انواع رسانههای مختلف؛ 3ـ انتخاب وسیلۀ خاص ناقل پیام؛ 4ـ تصمیم دربارۀ زمانبندی رسانه (همان، ص129).
ارزشهای فرهنگی و شیوههای تبلیغات در ارتباطات میانفرهنگی بسیار مهم است که ارزش هر فرهنگ را بشناسیم زیرا آنها معیارهای چندوجهی هستند که به شکلهای مختلف، جهت و سمت و سوی رفتار افراد را تعیین میکنند. برای شناخت و مقایسه مردم و ارتباطات میانفرهنگی، شناخت ارزشها، مبنای کار است. شناخت ارزشها برای شناخت منطق و علّت رفتار افراد و ملّتها ضروری است. ریشۀ اغلب رفتارهای تهاجمی که از ملّتی سر میزند، در ارزشهای آن ملّت نهفته است. فرض بر این است که مذهب و درونمایۀ عقیدتی آن، کشتگاه نظام ارزشهای اساسی هر فرهنگ است و این فرض، به ویژه در خاورمیانه مصداق دارد. جایی که مذهب در همه جنبههای زندگی رسوخ کرده و فرهنگ از نظر تاریخی، به طور واضح، جنبههای سیاسی، مذهبی، اقتصادی و حتّی زندگی شخصی را از یکدیگر متمایز نکرده است. در نتیجه شناخت، اساساً نیازمند شناخت نظام ارزشهای آن و پشتوانههای مذهبی آن است. بررسی مذهب و نظام ارزشهای برخاسته از آن، به عنوان شرط ضروری جهت برقراری ارتباط میباشد. زیرا ارتباط، امری دوجانبه است، لازم است که مردم هر منطقه، آگاهی لازم را نسبت به ارزشهای مردم مناطق دیگر پیدا کنند. یکی از دشواریهای بزرگ در بررسی میان فرهنگها، مطالعه پیرامون نظام ارزشها، مذاهب، نژادمحوری و قوممداری است. باید دانست که هر فرهنگی را در چارچوب نظام ارزشهای آن فرهنگ، باید مورد بررسی قرار داد نه در نظام ارزشهای دیگر. شناخت ارزشهای فرهنگی هر جامعه و اطلاعرسانی از ارزشهای فرهنگی جامعۀ خود در بین آنان، موجب تسهیل در پیوند ارتباطات و رفع نیازهای اجتماعی میشود. همانگونه که زمان تغییر میکند و مدام در حال دگرگونی است، ما نیز باید با آن تغییر کنیم. تلاش برای حفظ وضعیت موجود، مطمئناً دیگر بهترین راه نیست. بهتر این است که آگاهانه تغییرات را بپذیریم، چرا که تنها آنهایی که جهت تغییر را درک میکنند، قادر خواهند بود، از آن به نفع خود بهره ببرند. جامعهای که به استقبال تغییر میرود و آگاهانه آن را میپذیرد، در واقع به جای مقابله با آن، آن را به خدمت خود میگیرد. مفروضات هر عصری در گذر زمان و تغییر، به چالش کشیده میشود و اولویتها در هر زمان، دگرگون میشوند. (هاشمی، 1381: 9)
مبانی اصول تبلیغات سیاسی آگاهی از رویدادهای زندگی عمومی، از شرایط ضروری اجتماعات معاصر است. انسان موقعی میتواند مسئولیتهای فردی و جمعی خود را ایفا کند که معلومات و اطلاعات کامل و عقاید و افکار سالم داشته باشد. بدیهی است که معلومات عمومی افراد، بهوسیلة آموزش و پرورش بهدست میآیند. ولی کسب اخبار و شناسایی نظرات و قضاوتهای دیگران، تنها ازطریق مطبوعات و سایر وسایل خبری و ارتباطی امکانپذیرند.
فرق اطلاعات و تبلیغات با توضیحات بالا، مشخص میشود که تبلیغات برعکس اطلاعات، که با بیغرضی همراه است، یک اقدام عمدی و پیشبینی شده است که برای جلب توجه و اطمینان و کسب اعتقاد افراد به سوی هدفها و مقاصد معین، انجام میگیرد. درتبلیغات، برای نیل به هدفهای خاص، اخبار و اطلاعات تحریف و دگرگون میشوند. تحریف نیز ممکن است بر دونوع باشد: الف. تحریف کمّی و ب. تحریف کیفی. الف. تحریف کمّی ب. تحریف کیفی
مقایسة تبلیغ با آموزش و آگهی برای شناخت کامل مفهوم "تبلیغ" Propaganda باید آن را با آموزش و آگهی، که دو پدیدة مشابه و درعینحال متمایز از آناند، مقایسه کرد: ب. آگهی 3. سیرتحول تبلیغات سیاسی پیشرفتهای چند دهة اخیر درزمینة تبلیغات سیاسی و گسترش وسیع آنها درکشورهای مختلف جهان، سبب شدهاند که بعضی از صاحبنظران جامعهشناسی و علوم سیاسی، آن را بهعنوان یک پدیدة جدید و یک نیروی بزرگ سیاسی بنگرند و حتی قرن بیستم را قرن تبلیغات بنامند. الف. تبلیغات قدیم وتبلیغات جدید ب. تبلیغات سیاسی معاصر
مفهومهای تبلیغات سیاسی 2) پروپاگاند و جلب اعتقاد شیوههای تبلیغات سیاسی 1) تبلیغ دولتی 2). اقدام روانی 3) جنگ روانی یا تبلیغ خارجی 4) شست وشوی مغزی
آثار و حدود تبلیغات سیاسی هدف استفاده از وسایل و تکنیکهای تبلیغات سیاسی، بهطوری که گفته شد، تأثیر در عقاید و افکار افراد و جلب اعتماد و اعتقاد آنان و ایجاد همکاری و هماهنگی عمومی است. الف. آثار تبلیغات ب. حدود تبلیغات
تبلیغات و حقیقت تبلیغ و سطح فرهنگ
مبانی تبلیغات سیاسی تبلیغات سیاسی معاصر، بهترتیبی که در صفحات قبل بررسی شد، با تبلیغات قدیم و حتی تبلیغات دو قرن گذشته، تفاوتهای اساسی دارد. تمایر انواع این تبلیغات را از چند جهت میتوان مورد مطالعه قرار داد. اختلاف در محیط تبلیغات، وسایل تبلیغات و تکنیک تبلیغات، مهمترین ضابطههای تفکیک و تمایز تبلیغات بهشمار میروند. محیط تبلیغات جوامع شهری و روستایی رژیمها و ایدئولوژیهای سیاسی
تکنیکهای تبلیغات تبلیغات سیاسی تا قرن بیستم، جنبة تجربی داشت و فقط یک هنرسیاسی بهشمارمیرفت که هیچ اصل و قاعدهای برای آن موجود نبود. اما امروز این تبلیغات به مجموعهای از تکنیکها تبدیل شده است و برای اعمال آنها باید شیوههای دقیق علمی بهکاربرد. استفاده از عوامل روانی و کاربرد قواعد و اصول خاص، لازمة تمام انواع تبلیغات سیاسی هستند. الف. عوامل روانی تبلیغات ب. شیوههای عملی تبلیغات
باری، برنامههای تبلیغاتی، درصورتی که ناشی از عموم مردم یا اکثریت مردم، معرفی شوند، خیلی زود درتکتک افراد نفوذ میگذارند زیرا همانطور که گفته شد، افراد همیشه سعی دارند مثل عموم زندگی کنند و عقاید و نظراتی داشته باشند که با عقاید و نظرات دیگران برخورد ننمایند. بههمینجهت، خیلی زود تحتتأثیر اغوا کنندة نظراتی که نظرات عمومی قلمداد میشوند، قرارمیگیرند. علت تهییج افراد در گردهماییهای بزرگ و تظاهرات جمعی نیز مبتنی بر علاقة متقابل آنان به حفظ هماهنگی و همدردی است و این امری است که درتبلیغات سیاسی فوقالعاده مؤثر واقع میشود.
اصول ضد تبلیغ علاوه بر تبلیغات سیاسی عادی که برای جلب ایمان و اعتقاد افراد صورت میگیرند، انواع تبلیغات سیاسی دیگری نیز وجود دارند که دارای جنبة تدافعیاند و به "ضد تبلیغ" یا "تبلیغ مخالف" معروفاند. هدف اصلی ضد تبلیغ، خنثی کردن تبلیغ مخالف یا بهره برداری از آن است. ب. حمله به نقاط ضعف پ. خودداری از حملة مستقیم ت. بی اعتبار ساختن دشمن ث. معرفی جنبه های متضاد ج. تمسخر دشمن * ژرژبیدو همان کسی است که درمورد مسئلة الجزایر با افراطیون دست راستی فرانسه همدست شد و رهبری ارتش سری را علیه ژنرال دوگل بهعهده گرفت. وی پس از شکست ارتش سری و فرارسیدن استقلال الجزایر، به حالت تبعید درآمریکای لاتین به زندگی پرداخت. موریس تورز هم رهبر موقت حزب کمونیست فرانسه بود.
نقش فرهنگ سیاسی در انتخابات فرهنگ سیاسی را به "گرایش شهروندان یک کشور نسبت به سیاست، درک آنها از مشروعیت سیاسی، سنتهای عملی سیاست ورزی و احساسات و عواطف مردم نسبت به سیاستمداران" دانسته اند. فرهنگ سیاسی مانند اتمسفری می باشد که تمامی کنشگران عرصه سیاست اعم از نخبگان سیاسی، احزاب، هواداران و مردم در آن تنفس می کنند و همین استنشاق موجب می گردد ویژگی های مشترکی میان رفتارهای سیاسی آنها علی رغم تفاوتهای جدی در سوگیری سیاسی پدید آید. فرهنگ سیاسی در واقع ناشی از سالیان سال تجربه تعامل در عرصه کنش سیاسی و هنجارهای بین الاذهانی سطوح مختلف اجتماعی است که در بستر تاریخ کهن این سرزمین شکل گرفته است. تغییر در عرصه فرهنگ سیاسی زمان بر و بعضا مستلزم سپری شدن نسلهاست. سابقه زیست در نظام استبدادی با قدمت بیش از دو هزار و پانصد سال، فرهنگ سیاسی مردمان و نخبگان ایرانی را استبداد زده ساخته و توانایی کنشهای رقابتی و تعاملی آنها را به شدت کاهش داده است. در واقع اگرچه مدت سی سال از انقلاب اسلامی میگذرد، ولی این زمان برای تغییر فرهنگ سیاسی زمان اندکی است و لذا هنوز فرهنگ سیاسی ما تاحدود زیادی استبداد زده باقی مانده است.تجربه کوتاه مردمسالاری دینی در ایران هنوز نتوانسته زنگارهای غیر رقابتی بودن فرهنگ سیاسی را بزداید. ویژگی های منفی مانند شکاکیت، فردگرایی منفی، قانون گریزی، فقدان روحیه جمعی، نقدناپذیری، عدم ظرفیت شکست یا پیروزی، صفر و یک دیدن سیاست، قهرمان پروری و... را می توان از نشانه های این فرهنگ سیاسی دانست. با توجه به تمایزات خاص این انتخابات مانند اجتماعی شدن رقابتها که در مقاله قبل به آن گذرا اشاره شد، ویژگی های منفی یاد شده در فرهنگ سیاسی ایرانیان نقش بسیار مهمی در تحولات رخ داده در حین و بعد از انتخابات ایفا نمود. برخی از این ویژگی ها را در ادامه بررسی خواهیم کرد: الف) دشمن بینی رقیب: در نظام مردمسالار دینی همه نامزدها صالح بوده و به خانواده انقلاب تعلق دارند، لذا رقابتها بر سر انتخاب اصلح است. پس در چنین رقابت سیاسی، حق و باطل مطلق وجود نداشته، بلکه رقابت بر سر سلیقه ها و شیوه های اجرا و برنامه های بهینه است. فرهنگ استبداد زده به این امر منجر می گردد که نوعی فردمحوری برای نخبگان سیاسی و قهرمان گرایی برای هواداران و مردم پدید آید که مجموعه خودی ها، خیر مطلق و طرف مقابل مظهر تمامی سیاهی ها، ناکامی ها و ضعف هاست. فرهنگ استبداد زده به این امر منجر می گردد که نوعی فردمحوری برای نخبگان سیاسی و قهرمان گرایی برای هواداران و مردم پدید آید که مجموعه خودی ها، خیر مطلق و طرف مقابل مظهر تمامی سیاهی ها، ناکامی ها و ضعف هاست. متاسفانه در فضای دوقطبی انتخابات اخیر هر کدام از دوقطب در فضای مسموم فرهنگ سیاسی زنگار گرفته استبدادی تنفس کرده و هر کدام خود را مظهر خیر و نجات مطلق کشور و طرف مقابل را مایه بدبختی و انحراف از اصول و ارزشها قلمداد کرد. از یک سو یکی از نامزدها طرف مقابل را رمال، دروغگو، خرافاتی و.... خطاب کرد، و از آن سو طرف مقابل نیز با طرح اتهامات اثبات نشده به افرادی که به عنوان حامیان رقیب خوانده می شد به تحریک افکار عمومی علیه اردوگاه رقیب پرداخت. بسیاری از مردمی که از نامزدها حمایت می کردند نیز پس از مشاهده مناظره ها، در فضایی منبعث از فرهنگ سیاسی استبداد زده گویا نبرد تن به تن گلادیاتورها را مشاهده کرده و با شعار مناظره به پا شد (نامزد رقیب) کله پاشد، رقیب را با خصم اشتباه می گرفتند! بسیاری از مردمی که از نامزدها حمایت می کردند نیز پس از مشاهده مناظره ها، در فضایی منبعث از فرهنگ سیاسی استبداد زده گویا نبرد تن به تن گلادیاتورها را مشاهده کرده و با شعار مناظره به پا شد (نامزد رقیب) کله پاشد، رقیب را با خصم اشتباه می گرفتند! ب)نقد شخصیت به جای نقد برنامه : یکی از مهمترین مولفه های فرهنگ سیاسی پیشرو در انتخابات "برنامه محور" بودن است هم برای مردمی که رای می دهند و هم برای نامزدهایی که خود را در معرض رای مردم قرار می دهند. از آسیبهای فرهنگ سیاسی استبداد زده کیش شخصیت است، اصولا مردم در این فرهنگ بر اساس فرد و ویژگی های فردی انتخاب می کنند و کمتر به برنامه ها توجه می کنند. در مقابل هم نامزدها بیش از آنکه برنامه های رقیب را نقد کنند، به نقد و بعضا ترور شخصیت رو می آورند. متاسفانه در مناظره های انجام شده بجز یکی از نامزدها، بقیه نامزدها به صورت واضح به ارائه برنامه نپرداخته و جنس نقدهای خود را به سوی نقد شخصیت رقیب سوق دادند.
ج)فقدان ظرفیت شکست: اصل اول قاموس رقابت سیاسی تمکین به انتخاب مردم است. روال متعارف در دنیا آن است که نامزد شکست خورده با تبریک پیروزی به پیروز انتخابات به سوی تعدیل احساسات طرفدارانش حرکت می کند. اما در این انتخابات برخی نامزدهای شکست خورده نه تنها بدین سو حرکت نکردند بلکه با دامن زدن به شائبه تقلب و اعلام پیروزی زودهنگام در شب انتخابات فضای سیاسی جامعه را ملتهب ساختند.حتی در صورت وجود برخی شائبه ها و ابهامات که متاسفانه به علت حساسیتهای این انتخابات تشدید شد، به نظر می رسد که هر کدام از طرفین چه معترضین و چه ناظران و چه مجریان می بایست در یک فضای عادلانه، منفصانه، شفاف و قانونی به رفع شائبه ها و ایجاد اطمینان نسبت به صحت انتخابات حرکت می کردند. فقدان ظرفیت پیروزی: یکی از اصول مسلم در رقابت سیاسی و اخلاق سیاسی اجتناب از هرگونه عملی است که "سرخوردگی" و "افسردگی" ناشی از شکست را در طرف مقابل تشدید کند. به همین دلیل در فردای پیروزی در فرهنگهای سیاسی پیشرو بر پایان یافتن رقابتها و آغاز رفاقتها و بر استفاده از تجربیات و افکار رقیب و طرفدارانشان در دولت جدید تاکید میگردد. به نظر می رسد به جای محدود کردن دایره خودی ها و تبدیل دوستان به دشمنان، می بایست به سوی ایجاد فضای وفاق میان نخبگان سیاسی و کاهش تنشهای ناشی از دوقطبی شدن جامعه ، حرکت می شد. اینم فایل وردیش http://www.filesara.com/download.php?file=yvci5bje6qp03c05r2.rar
|
|
| مهندس موسوی اولین برنامه خود را تخریب دولت اعلام کرد |
| ساعت ٩:٤٧ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢ |
آقای موسوی برنامه ارائه کنید ...
جناب آقای موسوی
سلام و درود بر شما
من قبلا سخنانی را از قول شما شنیده بودم که همواره می گفتم محال است میر حسین ما - میرحسین زمان جنگ اینگونه سخن بگوید . اما با کمال تعجب جمعه شب زمانی که در مقابل تلویزیون منتظر سخنان شما بودیم سخنانی را از شما شنیدم که باورش برای من خیلی سخت بود .
آقای مهندس - من منتظر شنیدن برنامه های شما برای اداره کشور بودم ولی این آرزو در دلم ماند و با تعجب دیدم که شما فقط توانستید با سخنانی سخیف دست به تخریب دولت بزنید . سخنانی که هیچ آدم عاقلی به زبان نمی راند .
آقای مهندش شما گفتید که پول ندارید به مردن بدهید تا به استقبالتان بیایند !!! عجیب است از این اهانتهای شما و دارو دستهتان به ملت . به خدا پناه میبریم از شر شیطانی که نخست وزیر زمان جنگ را به چنین مردی تبدیل کرده است . آیا گمان می کنید مردم برای پول به استقبال این و آن می روند ؟ ؟؟
آقای مهندس فرمودید که اتوبوس نداشتید تا بفرستید مردم را به استقبال بیاورند . آیا تا کنون حساب کرده اید که جمعیت چند صد هزار نفری استقبال کنندگان در شهرهای مختلف از رییس جمهور را با چند اتوبوس می شود به میدان کشید ؟
این اتوبوسها را کجا نگاه داشتند که کسی ندید ؟
ای کاش به جای این حرفها برنامه ارائه می کردید تا ببینیم چند مرده حلاجید.
در ادامه فرمودید که تورم را باید دولت مهار کند . اما در جایی به مشاوره با هاشمی افتخار کردید .
آیا تورم چندین برابر تورم امروز در زمان هاشمی را از یاد برده اید ؟ چرا آن زمان سکوت می کردید و چنین سخنانی نمی گفتید ؟ -- گفتید که تورم باید مهار شود اما نگفتید که چگونه تورم را مهار می کنید ؟/
آقای میر حسین موسوی - با خاله زنک بازی و اینگونه حرفها تورم مهار نمی شود . لطفا برنامه ارائه دهید .
با افتخار بیان می کردید که در زمان جنگ امام رحمت الله علیه اجازه ندادند که سیگار را گران کنید .
اما یادتان رفت بگویید که وقتی گوشت را از 40 تومان به 75 تومان افزایش دادید با وجود مخالفت امام با گران کردن کالاها در آن زمان سخت و دشوار برای مردم هرگز نتوانستید حتی یک ریال گوشت را پایین بیاورید ؟ و آقای مشاور هاشمی - نفرمودید همان گوشت 75 تومانی در سال اول آقای هاشمی به چند صد تومان تبدیل شد و شما دم بر نیاوردید . و باز هم نگفتید که دولت نهم گوشت را 8000 تومان تحویل گرفت و هنوز بعد از چهار سال همان حدود است .
از واردات میوه گفتید اما نگفتید دولت برای شب عید مردم میوه را وارد کرد تا قیمت میوه را شب عید کنترل کند و همان تورم که شما از آن می نالیدید پدر مردم را در نیاورد . و اگر میوه وارد نمی شد مردم باید چند برابر قیمت پول پرداخت می کردند .
از واردات شکر گفتید - و گفتید که در دولت شما طرح ساخت کارخانه شکر را داده اید . اما نگفتید که چرا در آن 16 سالی که شما به آن افتخار می کنید کارخانه هایی که در دولت شما روی آن فکر کرده بودند ساخته نشد ؟
از صنایع استان مرکزی گفتید . اما نگفتید که کارخانه آلمینیوم را دولت شما کلنگ زد آن هم در جایی که تمام آلودگی آن را باد به داخل شهر اراک می آورد و شهر اراک را کاملا آلوده کرده بود .
نمی دانم چرا این همه سازندگی دولت در این چند ساله را نتوانستید ببینید . شاید این هم مصلحت باشد ما که در شورا نیستیم تا مصلحت را بفهمیم .
آقای موسوی چرا سکوت کردید یادمان می آید سال ١٣٧۶ وقتی در مجلس ششم تحسن کردند وقتی بسیجیان ما در کوی دانشگاه کتک می زدند وقتی که می خواستم انقلاب بر علیه جمهوری اسلامی انجام بدهند. شما حرفی نزدید احساس خطری نکرده اید.وقتی رهبری در آن دوران اعلام می کند قلبه مرا جریه دارد کردند. چرا شما سکوت کردید.
برایه همه معلوم است که برای چه به میدان آمده اید.
مهندس موسوی با تخریب کاری پیش نمی رود. جزئ اینکه مردم را به انتخابات و نظام بدبین می کنید. هیچ چیز دیگری برای شما نخواهد داشت.
اما آقای مهندس لطفا تخریب نکنید و به جای تخریب برنامه ارائه دهید .
موفق باشید
یا علی
کلمات کلیدی: تخریب نکنید ،کلمات کلیدی: مهندس برنامه ارائه دهید ،کلمات کلیدی: میر حسین برنامه ارئه بدهید
|
|
| حضور بیش از 20 هزار دانشجو در اولین برنامه ستاد دانشجویی حامیان احمدی نژاد |
| ساعت ٩:٤٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢ |
|
همایش حامیان دانشجویی محمود احمدی نژاد نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، با عنوان "گفتمان امام و انقلاب ،همراهان جوان دکتر احمدی نژاد" درحالی برگزار شد که جمعیت طرفداران رییس دولت نهم درسالن شهدای هفتم تیر بسیار بیشتر از 12 هزار نفر( ظرفیت سالن) بود. در ابتدای ورود به سالن ازدحام جمعیت آنقدر زیاد بود که تمام سالن های منتهی به راهروها نیز مملو از جمعیت بود ،بسیاری ازدانشجویان در راهروهای منتهی به سالن و عده ای در بیرون به سخنان احمدی نژاد گوش می دادند. جمعی از حاظران در سالن برای اینکه فرصت حضور در محل سخنرانی برای همه فراهم شود ایستاده مراسم را دنبال می کردند.دانشجویان حامی احمدی نژاد از سراسر کشور در این همایش حضور یافته بودند. ** قبل از ورود احمدی نژاد، دانشجویان با شعارهای "الله اکبر"،" مرگ بر ضد ولایت فقیه"، هیهات من الذله"،" احمدی احمدی حمایت می کنیم"،"تا دولت کریمه یک یاحسین دیگر"،"عزت ما کرده زیاد، محمود احمدی نژاد"حمایت قاطع خود را از احمدی نژاد اعلام کردند. ** همچنین دانشجویان با سر دادن شعارهای "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند"،"حزب فقط حزب علی، رهبر فقط سید علی"،"خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"،" ای رهبر آزاده آماده ایم آماده"،" ما همه سرباز توایم خامنه ای، گوش به فرمان توایم خامنه ای"، "هر گاه بوی خمینی(ه) به سر افتد، ما دور سید علی خامنه ای می گردیم" بار دیگر با آرمان های رهبری و انقلاب پیمانی دوباره بستند. شرکت کنندگان همچنین با شعارهای "مرگ بر آمریکا"،" مرگ بر اسرائیل" انزجار خود را نسبت به دشمنان ایران اعلام کردند. ** در ابتدای مراسم پخش کلیپ دستاوردهای دولت نهم و سفرهای استانی رییس جمهور، نماهنگ مقاومت جهانی، سخنرانی در دانشگاه کلمبیا مورد استقبال و تشویق حاضران قرار گرفت و تمام حضار با شعار "احمدی نژاد حمایتت می کنیم" بار دیگر از نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حمایت کردند. ** همچنین مردم با دیدن عکس های احمدی نژاد در کنار سید حسن نصرالله ،اسماعیل هنیه و روسای جمهور ونزوئلا و بولیوی به وجد آمدند و بار دیگر ابراز احساسات کردند. * در گوشه ای از سالن عده ای از خانواده های شهدا، پلاکاردی یا مضمون "احمدی نژاد دعای خیر تمامی مادران شهید به دنبال توست" در دست داشتند که مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. ** در گوشه و کنارسالن، دانشجویان، پلاکاردهای "احمدی دلاور حمایتت می کنیم"،" مالک اشتر علی تو انتخاب اولی"،" احمدی ساده زیست، نابودگر صهیونیست" دردست داشتند و با سر دادن شعار از احمدی نژاد حمایت می کردند. ** قبل از سخنرانی محمود احمدی نژاد، مجری برنامه اعلام کرد که جمعیت به اندازه ای است که "حجت الاسلام و المسلمین مرتضی آقا تهرانی" نماینده مردم تهران نتوانسته وارد سالن شود. پس از چند دقیقه با ورود آقاتهرانی، سالن به وجد آمد. آقا تهرانی با حمایت از احمدی نژاد، گفت: احمدی نژاد به پلاکاردهای بزرگ نیاز ندارد، مردم خادم خود را می شناسند. وی گفت: احمدی نژاد توانایی های بسیاری دارد و ما با صداقت و راستی از توانمندترین و صادق ترین نامزد حمایت می کنیم. در اینجا دانشجویان با شعار "ای حامی ولایت خدا نگهدار تو" او را همراهی کردند. ** با ورود احمدی نژاد شورو اشتیاقی وصف ناپذیر دانشجوبان را فرا گرفت ،بسیاری از آنان با چشمانی اشک بار و مشت های گره کرده شعار "احمدی نژاد حمایتت می کنیم" سر دادند. با آغاز سخنرانی احمدی نژاد سالن در سکوت فرو رفت و تمام دانشجوبان با دقت به سخنان رییس جمهور خود گوش می دادند. احمدی نژاد از حامیانش پرسید "شما از چه ساعتی اینجا هستید" که همگان فریاد زدند: از ساعت یک. ** در میانه سخنرانی احمدی نژاد شور و شوق دانشجویان به حدی بود که با تشویق ها و شعارهایشان سالن را به لرزه درآوردند. دانشجویان با شعارهای "احمدی قهرمان، امید نسل جوان"، "حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست"، "یازهرا"، "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد"، "ابوالفضل علمدار، احمدی را نگه دار"،"درود بر احمدی، سلام بر رجایی"، "احمدی قهرمان، حامی مستضعفان"، "توپ، تانک مسلسل دیگر اثر ندارد" احمدی نژاد را همراهی کردند. ** در پایان مراسم نامه های حامیان احمدی نژاد از بین حضار جمع آوری شد.
کلمات کلیدی: ستاد دانشجویی ،کلمات کلیدی: حامیان دکتر احمدی نژاد ،کلمات کلیدی: اولین همایش حامیان دولت
|
|
| من به احمدی نژاد رای نمی دهم |
| ساعت ۸:٥۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٦ |
|
محمودخان براستی تو کی هستی؟
تو نباید بیای...
واسه چی می خوای بیای؟
ریاست جمهوری برای از ما بهترانه...تو که ساده ای تو خونت استخر نداری واسه چی اومدی رییس جمهور شدی؟
مردم یعنی سرمایه دارها...مردم یعنی شیرین عبادی ها..مردم یعنی اوناییکه میرن تو آغوش آمریکا
نوشته شده توسط http://raja88.blogfa.com محمود خان خانه ات در کجای جهان است؟....
کلمات کلیدی: رای نمی دهم ،کلمات کلیدی: به احمدی نژاد رای نمی دهم
|
|
| نامزدها تخریب نکنند؛ بسیاری از مسائلی که درباره اوضاع کشور میگویند واقعیت ندارد |
| ساعت ۱۱:٤٦ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳ |
|
رهبر انقلاب اسلامی در جمع پرشور مردم کردستان نامزدها تخریب نکنند؛ بسیاری از مسائل حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم مردم کردستان در میدان آزادی سنندج و خیابانهای اطراف، ضمن قدردانی از استقبال باشکوه و پرشور مردم صمیمی و با محبت کردستان از استقامت، هوشیاری و مجاهدت مردم مومن، و با فرهنگ این استان تجلیل کردند و با تأکید بر حفظ عزت ملی، به تبیین شاخصهای انتخاب بهترین و صالح ترین رئیس جمهور از میان نامزدهای صالح پرداختند.پ
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ناآگاهی برخی عوامل مزدور دشمن افزودند: بسیاری از عناصر و عوامل وهابی و سلفی که در عراق و افغانستان و پاکستان اقدامات تروریستی می کنند متوجه مزدوری خود نیستند همچنانکه فرد شیعه ای که به مقدسات اهل سنت توهین می کند حتی اگر متوجه نباشد مزدور دشمن است. رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در نگاه جماعت سلفی و وهابی، شیعیان و «اهل سنتِ محب اهل بیت و اهل سنت پیرو عرفان قادری»، در هر جای دنیا باشند کافرند اما حقیقت این است که پیروان این فکر شوم مأمور ایجاد اختلاف میان برادران مسلمان هستند همچنانکه شیعه ای که از روی نادانی و یا غرض به مقدسات اهل سنت توهین می کند مأمور ایجاد اختلاف است و بهرحال رفتار هر دو گروه حرام شرعی و خلاف قانونی است.
کلمات کلیدی: بسیاری از مسائلی که درباره اوضاع کشور میگویند واق ،کلمات کلیدی: سخنرانی رهبری
|
|
| از زبان رهبری |
| ساعت ٩:۱٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٤ |
|
مقایسه انتقادی دولت های قبل با دولت نهم در بیانات رهبر انقلاب بعضى از ماها وسط راه پایمان لغزید!!! 1.بعضىها مىگویند شما بعد از 27 سال مىخواهید دولت اسلامى تشکیل دهید؟ نه، تلاش و اقدام براى تشکیل دولت اسلامى از روز اول شروع شد؛ منتها افت و خیز داشته؛ پیشرفت و عقبگرد داشته؛ در جاهایى موفق بودیم، در برههیى موفق نبودیم. بعضى از ماها وسط راه پایمان لغزید؛ بعضى از ماها در اصل هدف مردد شدیم؛ بعضى از ماها نتوانستیم خود را نگه داریم؛ دلبستهى به رفتارهاى طاغوتى شدیم. انشاءاللَّه به این شعار{دولت اسلامی} پایبند بمانید و این تلاش را جدىتر، بىآسیبتر و واقعىتر کنید؛ چون گامى بلند خواهد بود در راه رسیدن به آن هدفها؛ و همانطور که عرض کردم، رسیدن به آن هدفها مردان خودش را مىخواهد. 29/7/1384 بیانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران
به فراموشى سپردنِ عدالت؛ سنت گذشته!! 2. به افراد خانوادهى خودم مىگفتم اگر آقاى احمدىنژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یک سنت. 29/7/1384 بیانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران
خطری که وجود داشت؛ عدالت به عنوان ارزش درجه دو !!! 3. نباید ارزش عدالت به عنوان یک ارزش درجهى دو کمکم در مقابل ارزشهاى دیگر به فراموشى سپرده شود؛ در نظام ما این خطر وجود داشته است. خطر بزرگى است؛ اما با عدالتمحور بودن یک دولت، این خطر از بین مىرود یا ضعیف مىشود. 29/7/1384 بیانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران
امروز مسئولان افتخار مىکنند که عضو بسیجند: 4.امروز خوشبختانه دولت و رئیسجمهور و مجلس شوراى اسلامى و مسؤولان گوناگون افتخار مىکنند که عضو بسیجند. فرهنگ بسیجى است که مىتواند بر همهى تحولات این کشور فایق بیاید و حرکت این کشور را تضمین کند. 7/9/1384 بیانات در دیدار هزاران نفر از بسیجیان در سالروز شهادت حضرت امام صادق (ع
برگرداندن جهتگیرى غلط!! 5.این وضع جدیدى که در کشور بهوجود آمده است و تشکیل دولت و گرایشى که امروز در عموم مردم و در دولتمردان مشاهده مىشود، این نوید را مىتواند بدهد که اوضاع براى برگرداندن جهتگیرى غلط، اوضاع مساعدى است؛ 13/10/1384 در دیدار شوراىعالى انقلاب فرهنگى |
|
| متن مناظره رسایی با نماینده حزب اعتماد ملی و جبهه مشارکت |
| ساعت ۱٢:۱٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٢ |
|
متن مناظره رسایی با نماینده حزب اعتماد ملی و جبهه مشارکت در ابتدای این جلسه ریاست دانشگده ضمن خیر مقدم به میهمانان ، مطالبی را در باره سیاست انتخاباتی دانشگده عنوان کرد و سپس مجری جلسه با ارائه گزارشی بحث را آغاز کرد. سخنگوی حزب اعتماد ملی با اشاره به آنچه مقوله افزایش سطح فقر در جامعه مینامید، اظهار عقیده کرد که توجه به افزایش درآمد نفتی که در دوره سی ساله انقلاب شگفتانگیز بود و اتفاقاتی در این چهار سال افتاد و انحراف از برنامه چهارم توسعه و همچنین وضعیت دیپلماسی خارجی ، ما را بر آن داشت که در صحنه انتخابات حضور پیدا کنیم. در ادامه این نشست، مزروعی درباره علت رویگردانی مردم از اصلاحطلبان اظهار کرد: «سیاست یک امر مبتنی بر آزمون، خطا و تجربه است و با توجه به اینکه مردم ما در ١٢ سال گذشته تجربه هشت سال مدیریت اصلاحطلبان و چهار سال دوره اصولگرایان را دارند، میتوانند انتخاب کنند».
مزروعی درباره تحلیل از آخرین میزان اقبال مردم به اصلاحطلبان گفت: «هنوز آرایش نیروهای سیاسی در کشور به آن شکل نیست که بتوان چیزی را پیشبینی کرد». وی با بیان این عقیده که ما اصلاحطلبان در یک رقابت کاملاً نابرابر وارد شدهایم، اظهار کرد: «اما تصور ما بر این است که به دلیل عملکردهای موجود و فضایی که در جامعه ایجاد شده، مردم یک اقبالی را به اصلاحطلبان نشان میدهند و به نظر میرسد اقبال و پشتوانه رای برای اصلاحطلبان وجود دارد». وی با طرح این سوال که چرا مردم اصلاحطلبان را انتخاب نکردند؟ ابراز عقیده کرد که امکان انتخاب برای مردم نسبت به اصولگرایان و اصلاحطلبان وجود نداشته است و گفت: «در انتخابات مجلس هشتم که بنده رد صلاحیت شدم هنوز شورای نگهبان دلیل آن را نگفته است. بنابراین ما با این واقعیتها روبهرو هستیم و با توجه به اینکه زندگی روزانه مردم به آنها جهت میدهد اگر یک انتخابات عادلانه برگزار شود مردم میتوانند رای واقعی خود را بدهند». حجتالاسلام رسایی، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز اظهار کرد: «ما تا الان در این دوره سی ساله انقلاب، ٩ دولت را پشت سر گذاشتیم و هر کدام از این دولتها به دلیل جهتگیریهایشان مشهور شدند و غیر از دولت موقت و دولت خیانت یعنی بنیصدر، بقیه دولتها یعنی دولت مکتبی، جنگ، سازندگی، اصلاحات و دولت عدالت همه خدمت کردند، اما به تناسب هماهنگیشان با اهداف و ارزشهای امام (ره) و انقلاب، سطح خدمتگزاریشان متفاوت بوده است. این هماهنگی سبب شده که خدمتگزاری بیشتری را به جامعه داشته باشند یا به نسبت کمرنگ شدن این ارزشها و اهداف، خدمتگزاریشان کمتر شده است که در این خصوص دولت اصلاحات به دلیل فاصله گرفتن از این اهداف و ارزشها به کف خدمتگزاری و دولت نهم به دلیل پایبندی به اصول و آرمانها به سقف خدمتگزاری رسید». رسایی با بیان اینکه دولت نهم در زمینههای مختلف اقتصادی، ورزشی ، عمرانی ، اجتماعی و فرهنگی موفقیتهایی داشته است، اظهار کرد: «علاوه بر این موارد، در دولت نهم جلوی خط انحراف گرفته شد و به تعبیر رهبر انقلاب جلوی روند غربزدگی و سکولاریسم که در حال نفوذ در بدنه اجرایی کشور بودند گرفته شد. دولت نهم بر خلاف دولت قبل در برابر غرب شرمنده نیست. در مجلس ششم شما نامه نوشتید به رهبری که باید در برابر آمریکا کوتاه آمد و جام زهر را سر کشید». این نماینده مجلس شورای اسلامی درخصوص رد صلاحیت مزروعی در انتخابات مجلس هشتم گفت: «چطور نمی دانید چرا رد صلاحیت شدید! در واقع ردصلاحیت شما به دلیل تحصن و استعفای مجلس ششم بود. در داخل بدنه حکومت بودید اما به جان و ریشه افتاده بودید. شما خود خروج از حاکمیت را عنوان کرده و دنبالمی کردید که شورای نگهبان هم به عنوان ناظر بر قانون اساسی این کار را برایتان آسان کرد، خب حالا که میخواهید بیایید امیدواریم با تغییر جهت و روش باشد که در این صورت از آمدنتان استقبال میکنیم». مزروعی در ادامه این نشست در پاسخ به رسایی، گفت: «در رابطه با نامه نمایندگان مجلس ششم به رهبری باید بگویم که این نامه را باید مورد تحلیل و بررسی قرار داد و من در حال حاضر نیز از آن نامه دفاع میکنم. آقای رسایی سخنگوی شورای نگهبان هستند و توضیحاتی که امروز ارایه کردند شورای نگهبان تا به حال ارایه نکرده بودند و ما را طبق ماده ٢٨ قانون انتخابات ردصلاحیت کردند که به معنای عدم اعتقاد و التزام به اسلام و جمهوری اسلامی بود یعنی میگویند ما اصلا مسلمان نیستیم و سوال این است آیا در جمهوری اسلامی کسی نمیتواند در اعتراض به امری ناحق تحصن کند»؟
در اینجا رسایی خطاب به مزروعی گفت که البته اعتقاد و التزام به ولایت فقیه هم در این بند هست، چرا آن را نمی گویید.
مزروعی پاسخ داد : حالا خب بقیه اش هم هست دیگه ، چون که صد آمد نود هم پیش ماست (!) بله شورای نگهبان چون به خدا هم پاسخگو نیست به کسی جواب نمی دهد. حقوق شهروندی افراد را نمی شود پایمال کرد. ما اعتقاد به اسلام و جمهوری اسلامی داریم. وی با بیان این که آقای رسایی میگوید در دورههایی از آرمانها فاصله گرفتهایم و در دولت نهم به آرمانهای انقلاب بازگشت داشتهایم، باید پرسید کدام آرمان؟ مگر نه اینکه استقلال و آزادی و به خصوص آزادی از مهمترین آرمانهایی هستند که مردم ما به خاطر آنها انقلاب کردند، ابراز عقیده کرد: «باید پرسید آیا آزادی در دولت نهم بیشتر شده یا کمتر در حالی که حتی به نظر من در دولت نهم از آرمانها فاصله گرفته شده است. آیا در حال حاضر جامعه از نظر اخلاقی ارتقاء یافته است؟ آیا دروغ، تملق و فساد زیادتر شده و یا کمتر»؟
در این قسمت وقتی مجری قصد داشت تا بحث را به طرح سئوالات بکشاند ، رسایی در اعتراض گفت : این طور که درست نیست. آقای مزروعی دوباره سخن گفت و مسائلی را طرح کرد ، لازم است کمی استراحت کند و بشنود. من می دانم که آقای گرامی مقدم دلش می خواهد بیش از من پاسخ دهد. چون خود این جدایی که شما می بینید الان من آمده ام و بین این دو نفر نشسته ام، خودش حکایت از این می کند که تفاوت هایی ایجاد شده . قبلا این دوستان یکی بودند ما در مقابلشان و الان ...
در ادامه این مناظره گرامیمقدم در جواب گفته رسایی مبنی بر اینکه بین شما دو نفر(گرامی مقدم و مزروعی) الان فاصله افتاده ، گفت: «قلبهای ما با هم است. در جبهه اصلاحات گروههای متعددی وجود دارند که به هم نقد دارند اما نقاط مشترک زیادی نیز دارند».
رسایی در پاسخ وی گفت : بله قلب ها با هم ولی مشت ها روبروی هم است ! آقای گرامی مقدم همه می دانند مواضع شما با هم متفاوت است. چرا خجالت می کشید! شما نماینده آقای کروبی هستید، باید با همان صراحت نظرتان را در باره این افراد بگویید که آقای کروبی می گوید.
سخنگوی حزب اعتماد ملی تصریح کرد: «در رابطه با انتخابات شوراها که ما همیشه به آن اعتراض داشتهایم پاسخی به ما داده نشده است تا قلبهایمان آرام گیرد و در انتخابات شوراها هر چه تلاش کردیم تا نمایندگان ما پای صندوقها حضور پیدا کنند با این موضوع موافقت نشد و تنها در کنار آن خواستیم تا بنابر گزارشاتی که شده بود پرینت صندوقهای تهران را به ما بدهند که تا به امروز این اتفاق نیفتاده است و از وزیر کشور وقت آقای پورمحمدی نیز درخواست کردیم که تا به امروز بعد از ٢٨ ماه جوابی داده نشده است. البته در انتخابات مجلس هشتم نیز همین درخواست را داشتیم». گرامیمقدم به نفت ١٨ دلاری زمان اصلاحات و ١٣٠ دلاری در ماههای گذشته اشاره کرد و افزود: «رشد اقتصادی ما بالای هفت درصد بود که از اوایل انقلاب بینظیر بوده است که البته در سایه سرمایهگذاری پتروشیمی، سیمان و ... بوده است و این آمار را بانک جهانی و بانک مرکزی اعلام کردهاند و تورم را حدود ۴/١١ درصد تحویل دادهایم». مشکل آزادی نیست، بی عدالتی است رسایی تاکیدکرد : البته روزنامه هایی که خودشان را آزاد می دانند ولی ماهی ده میلیون تومان اجاره داده شده اند - من می دانم کدام روزنامه است ، آقای مزروعی هم می داند – همین فردا سخنان شما را بازتاب می دهند. سپس رسایی با اشاره به سندی سخنان چند سال قبل مزروعی را خواند که در آن گفته بود : « از نظر این فراکسیون مشکل اصلی مردم آزادی و مردم سالاری است و جناح اصلاح طلب دغدغه و مشکل اصلی مردم را این می داند ولی جناح مقابل اصلاحات مشکل اصلی مردم را فقر و فساد و تبعیض می داند. باید انتخابات را به رفراندم تبدیل کنیم.» بلایی بر سر هاشمی آوردید که انصراف داد البته همین شماها یک روز در مجلس ششم بلایی سر آقای هاشمی رفسنجانی آوردید و تخریب کردید که هاشمی از ورود به مجلس ششم انصراف داد. آن را هم نپذیرفتید! گفتید هاشمی باید بیاید مجلس ما انصرافش را بررسی کنیم و نظر بدهیم . یعنی ما می خواهیم هاشمی را له کنیم. آن وقت همین دوستان در انتخابات نهم هاشمی را تقدیس کردند. که هاشمی خداست ، هاشمی سایه خداست ، هاشمی فقط می تواند مملکت را نجات دهد و احمدی نژاد می خواهد در پیاده روها دیوار بکشد ، آقای مزروعی! دروغ نباید، گفت یادتان که نرفته ؟! اولین ناظر استصوابی شخص امام بود آقای مزروعی ادعا میکنند که به عنوان بچههای نظام با نظارت استصوابی که ظلم و بر خلاف رویه امام بوده از حقوقشان محروم ماندهاند. باید پرسید آیا اولین کسی که نظارت استصوابی را مطرح کرد امام (ره) نبود و آیا امام (ره) آزادی را در کشور محدود کردند»؟ مگر امام به نامه وزیر آقای موسوی آن پاسخ تند را در باره نهضت آزادی نداد؟ شما این مطالب را در پوست و گوشت ما کردید؟! مگر امام نمی فرمود میزان رای ملت است پس چرا آن پاسخ را به آقای محتشمی داد ؟! اگر اختلافتان جزیی است چرا حمایت جبهه مشارکت را علامت سئوال می دانید؟ 50 صفحه دیکته و10 غلط یا 10 صفحه دیکته و50 غلط 9 هزار طرح نیمه تمام، حاصل دولت اصلاحات ببینید آقای آذروش نماینده دوم خردادی مجلس ششم در باره وضعیت اقتصادی و عمرانی آن روز می گوید: « نیمه تمام ماندن نه هزار طرح ملی پیامدهای منفی در مسائل اقتصادی و اجتماعی دارد. من علت انباشت طرح های نیمه تمام را فقدان برنامه ریزی هدفمند، منسجم و مبادله موافقت نامه بین دستگاه های اجرایی با سازمان مدیریت می دانم.» دولت سازندگی پرکار اما پر خرج وی خطاب به مزروعی گفت : شما می گویید که قبلا دروغ نبود و الان هست اما شما خودتان اصلاحات را مثل یک بهشت تعریف می کردید در حالی که در این جا - با اشاره به سند دیگری - آقای خاتمی پس از شکست در انتخابات نهم در باره اصلاحات می گوید: « باندبازی و سطحینگری خسارتهای بزرگی به اصلاحات زد.» اگر در بین شما دروغ حاکم نبوده چرا به مردم اصلاحات را جور دیگری معرفی کردهاید و چرا در حال حاضر دو تعریف برای اصلاحات وجود دارد؟ یک تعریف سمت چپ من نشسته یک تعریف سمت راست من ! شما یک تعریف دارید و آقای کروبی تعریف دیگری ؟! در این هنگام گرامیمقدم، گفت: «این اختلاف نیست و تکثر است که باعث توسعه سیاسی کشور میشود». تضاد تعاریف از اصلاحات آن را به بی تعریفی رساند شما فقط نه در تعریف اصلاحات که حتی در اقتصاد هم دچار این خلا شدید. اصلاحات مبنای واحدی در اقتصاد نداشت دائما اختلاف بود. همه اقوام برای ما محترمند مردم دروغ نگفته اند ما باید پاسخگو باشیم گرامیمقدم در جواب به سخنان رسایی، گفت: «خاتمی اصلاحات را نقد کرد و این بد نیست و به معنای تناقض نمیباشد اما تناقضهای مسوولان فعلی را میتوان در این مدت مورد بررسی قرار داد از جمله اینکه پول نفت بر سر سفرهها میآید، قیمت نفت تا ٢٠٠ دلار افزایش مییابد و از ١٢٠ دلار کاهش نخواهد یافت، تورم تا ١٠ درصد پایین میآید و....». هنوز هم می گویم : مشکل کشور آزادی است در ادامه مزروعی گفت: «مشکل اصلی کشور را در حال حاضر نیز آزادی و مردمسالاری میدانم؛ چون در کشوری که آزادی و مردمسالاری وجود داشته باشد، مشکلات اقتصادی، فقر، فساد و تبعیض نیز حل میشود و علت افزایش فقر در زمان فعلی را این میدانم که از آزادی و مردمسالاری دور شدهایم». مزروعی گفت: «درباره استناد به امام (ره) باید بگویم که امام معتقد بودند اجتهاد باید مبتنی بر زمان و مکان باشد. آقای رسایی بهتر می داند یعنی چه. به طور مثال در سال ۶۵ امام گفت اگر از صدام بگذریم از آل سعود نمیگذریم، اما ما در سال ٧٠ با عربستان رابطه برقرار کردیم. پس استناد به سخن امام (ره) نمیتواند مصداقی جواب دهد؛ در حالی که میگوییم معتقد به خط امام و راه امام هستیم که به خاطر آن انقلاب کردیم». رسایی در ادامه گفت: «آقای موسوی باید اعلام کند مواضع امروز مزروعی موضع ایشان است یا نه؛ چون آقای مزروعی به نمایندگی از ستاد ایشان در این جلسه حضور دارند؛ یعنی آقای موسوی نیز معتقد است مشکل اصلی مردم فقر، فساد و تبعیض نیست؛ بلکه آزادی است؟ بله آقای مزروعی قبلا هم وقتی از ایشان پرسیدند که مجلس چه برنامه ای برای حل مشکل مردم دارد؟ گفت : اصلا قرار نیست برای حل مشکل اقتصادی مردم برنامه ای داشته باشیم ! البته آقای خاتمی رییس جمهور در همان سال معتقد بود که اگر به نظر سنجی ها مراجعه کنید 70 تا 80 درصد می گویند مشکلات اقتصادی ! برادر ایشان که رییس شما در حزب مشارکت بود معتقد بود : امروز بیشترین انتقاد به دولت اصلاحات در زمینه مسائل اقتصادی است که در جای خود می تواند انتقاد برحقی جایی باشد». آقای محمد هاشمی می گوید : جناح چپ که امروز مجلس و دولت را در اختیار دارد با شعارهایی که مطرح کرده و پشتوانه اجرایی هم ندارد، در افکار عمومی افت زیادی کرده. بر اساس نظر سنجی داخلی حزب مشارکت فقط 8/2 درصد مردم مشکلشان مسائل سیاسی است در مقابل 94 درصد مردم مشکلشان معیشتی ، اقتصادی ، امنیت اجتماعی ، رفاه بوده است و متولی همه یا اکثر آنها مجلس و دولت است. چرا فرافکنی می کنید. مساله حقوق مشاوره آقای مزروعی در ادامه عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس، گفت: «در دولت نهم 4221 روستای کشور صاحب برق شده. بودجه فعالیتهای قرآنی از 670 میلیون تومان رسیده به 17 میلیارد تومان. بودجه فعالیت فرهنگی مساجد از 2 میلیارد رسید به 17 میلیارد. خرید کتب از 5/2 میلیارد تومان رسید به 25 میلیارد تومان. در حالی که در دوره اصلاحات شما بودجه برای مرمت قبرستان زرتشتی ها اختصاص دادید! شما می گویید آزادی بود الان نیست. آقای مزروعی در دوره اصلاحات تک تک کتابهای من زیر تیغ و شلاق ممیزی و سانسورهای آقایان قرار گرفت. چون همه چیز آن مستند بودو لی کتاب هاییکه مبانی دینی و انقلای ما را به چالش می کشید آزاد بود. وی در ادامه در پاسخ به مزروعی، گفت: «شما میگویید زمان و مکان در اجتهاد تاثیر دارد؛ لذا دوستان میدانند معنای حکم حکومتی یعنی چه در حالی که آن را دیکتاتوری ترجمه میکنند. پس باید بدانیم جایگاه رهبری و ولایت فقیه برای چیست و باید در جاهایی که به خط قرمز میرسیم به ولی فقیه رجوع کنیم. امام تبعیت از رهبری را برای چه سفارش کردند ؟ امام حسن صلح می کند ولی امام حسین می جنگد و خودش و فرزندانش شهید می شوند. در این بخش مزروعی گفت : حرف شما درست است ، قبول دارم ولی من می گویم مبنا را باید محکم کرد. رسایی ادامه داد : آقای مزروعی مبنا چیست ، غیر از رهبری ، امام مبنای دیگری قرار دادند ؟ مزروعی گفت : قبول دارم. داستان نظارت استصوابی و پذیرش مزروعی رسایی ادامه داد : اگر قبول دارید پس چرا نظارت استصوابی را ظلم می دانید و آن را انحراف می خوانید با این که رهبری بر اجرای آن تاکید داشته و آن را قانونی دانسته ؟ در اینجا مزروعی این ادعا را رد کرد و گفت رهبری در باره نظارت استصوابی هیچ نظری نداده اند و اگر شما سندی آوردید من قبول می کنم . رسایی گفت : یعنی شما با ارائه سند بیانات رهبری ، رسما اعلام موضعه می کنید و حرفتان را پس می گیرید؟ به همان نظر خاص امام هم عمل نکردید ! رسایی خطاب به مزروعی گفت : شما فرمودید که نامه امام درباره نهضت آزادی یک استثنا بود. خب آقای مزروعی شما در همان مورد هم که بر خلاف نظر امام عمل کردید؟! شورای نگهبان هم اگر آنها را تایید کرده ، اشتباه کرده و باید پاسخگو باشد. در اینجا یکی از حاضران گفت مگر ملاک حال فعلی افراد نیست ؟ که رسایی هم گفت : بله به شرطی که آقایان تغییر کرده باشند ولی اینها تغییری نکرده اند مثل آقای مزروعی و دوستانشان که تغییری نکرده اند. ما می گوییم نباید نظام را بی دلیل متهم کرد و بهانه به دشمن داد. در انتخابات خرداد 76 به عقیده شما شورای نگهبان و وزارت کشور از یک جناح بودند ولی آقای خاتمی از صندوق بیرون آمد . چرا وقتی مردم به شما رو کنند خوب هستند ولی وقتی از شما رو برگردانند می شوند تحت تاثیر سیب زمینی می شوند دلفین ؟! همه دولت ها در موفقیت ها شریکند در ادامه گرامیمقدم با اشاره به اینکه کمتر از ۵۵ روز به انتخابات مانده است، گفت: «باید عملکرد دولت نهم را ارزیابی کنیم و دلایل معرفی کاندیداهای خود را بگوییم». سخنگوی حزب اعتماد ملی، به بحث شهرام جزایری اشاره کرد و آن را موضوعی کاملا سیاسی دانست و گفت: «به خاطر مقاومت آقای کروبی برای آزادی یک نماینده مجلس بود، ایشان حکم آقاجری را یک ننگ دانستند. باید بگوییم کروبی قبل از انقلاب هم از زندانیان سیاسی بود و خیلی کمک گرفت و خود ایشان نیز از امام اجازه داشت . الان هم اگر کسی به کروبی کمک کند می گیرد معلوم هم هست کجا خرج می کند. بهتر است شما بگویید یک میلیارد دلاری که گم شده است کجا رفته»؟ گرامیمقدم در ادامه پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در رابطه با آنچه توزیع سیبزمینی رایگان خوانده شد، با بیان این که قریب به کمتر از ۵٠ روز به انتخابات مانده است در حالی که میدانیم در همه کشورها یکسال قبل از انتخابات رسانهها در اختیار رقابتکنندگان قرار میگیرند تا مردم بتوانند انتخاب درستی داشته باشند، ابراز عقیده کرد که در حالی که ۵٠ روز مانده به انتخابات، هر هفت کانال در رسانه ملی احمدینژاد را نشان میدهند. بحث سیبزمینی که از این موضوع بسیار راحتتر است و حتی شاهد آن هستیم که پولهای بی حساب و کتاب در روستاها خرج میشود. کیف گذاشتند و به مردم پول می دهند». در ادامه رسایی، گفت: «نمیشود سیئات یک دوره را به نام یک نفر بدانیم اما حسنات را به نام همه و اگر قبول دارید حسنات برای همه است سیئات نیز باید مال همه باشد که البته به نظر من اینطور نیست و باید بگویم در رابطه با رشد کار عمرانی در کشور رشد طبیعی وجود داشته که در دولت نهم صعود آن تند شده و فاصله با دوره قبل عادی نیست، پس مربوط به عملکرد خودش است ». رسایی در پاسخ به این ادعا که فعالیتهای عمرانی دولت که شما می گویید کجاست، خطاب به آنها گفت : اگر از جلسات حزبی و سیاسی تان بیرون بروید ، به جای نشستن پای اینترنت و روزنامه بستن به نقاط محروم بروید ، دائما در پایتخت نباشید ، آن وقت اینها را می بینید. وی به موضوع سیبزمینی رایگان اشاره کرد و گفت: «اگر دولت میخواست با توزیع سیبزمینی رایگان رأی بدست آورد این امری غیر منطقی است چون میتوانست برنج یا کالای با ارزش دیگری را توزیع کند. این ادعاهای شما بی احترامی به مردم است. اگر ادعای شما درست است پس دولت باید برای کشاندن مردم به میدان بزرگ اصفهان باید سیب زمینی وارد کرده باشد! به اضافه اینکه در دولت قبل 300 هزار تن سیب زمینی توزیعنش از این انبار به آن انبار شد تا کندید». در این جا مزروعی گفت : سیب زمینی نبود و پیاز بوده. رسایی به وی گفت چه فرقی می کند چرا به خودتان زحمت ندادید تا این اقلام را در نقاط محروم توزیع کنید ؟! عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس، در پایان در رابطه با موضوع شهرام جزایری خطاب به گرامیمقدم، گفت: «آقای گرامی مقدم خدمت آقای کروبی برسانید کمک قبل از انقلاب با بعد از انقلاب تفاوت میکند چرا که قبل از انقلاب وقتی کمک می کردند بدنبالش شکنجه و امثال اینها همراه بوده و مخلصانه بوده است ولی بعد از انقلاب کمک ها به دنبالش زندان نیست بلکه دریافت کارت 500 مجلس بود ؟! در این بخش گرامی مقدم گفت که کروبی پول ها را برای فعالیت مطبوعاتی مجلس صرف کرد نه برای خودش. رسایی هم در پاسخ به وی گفت : مجلس خودش بودجه دارد ، این چه روشی است .. وی همچنین درباره شبهه حمایت صدا و سیما گفت : هفت شبکه احمدی نژاد را نشان می دهد چون هفت برابر قبلی ها کار می کند. فعالیت دارد ، کار اجرایی می کند باید اطلاع رسانی شود. اینها فرافکنی است . |
|
| توهین یا تشویق، مسئله این نیست. |
| ساعت ٢:۱٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٧ |
|
در طول تاریخ شاهد مقابله و نبرد حق و باطل به اشکال مختلف بوده ایم. حق و باطل همیشه در مقابل هم بوده اند و با شدت و ضعف با هم مقابله کرده اند. همیشه صدای ارشاد کردن حق ارام بوده است و صدای هوچی گری و مسخره کردن و تهمت زدن باطل بلند. همیشه حق در اقلیت بوده و باطل در اکثریت. حق همیشه اگاهی داده و ارشاد کرده و باطل اگر نتوانسته جلوی صدای حق را بگیرد،فقط مسخره کرده و با داد و فریاد تلاش کرده تا مانع رسیدن صدای حق به گوش مردم شود. اما حق همچنان جاری و ساری است. باطل ها فراوانند و متکثر وگوناگون ولی حق همواره ثابت بوده و مشخص. باطلان عوض میشوند و می ایند و می روند ولی حق همچنان در اقلیت ادامه داده است، چون این قانون خلقت است(( )). باطل ها به نسبت امیختگی شان با حق است که اندک زمانی دوام اورده اند ولی بالاخره با تمام هوچی گری ها و داد و قال ها و پنجه کشیدن ها به چهره حق رفتنی شده اند، و حقیقت الهی با تمام توهین ها و دشمنی ها همچنان ماندگار است. واین سنت الهی را تاریخ به ما ثابت کرده است.مردان بزرگی در زمان خودشان توهین شنیده اند ولی تکلیفشان را در عملشان دانستندو خود را کاملا فدای عملشان کرده اند. روزی در اغاز بعثت رسول خدا عازم طائف شد تا پیام حق و ندای حقیقت را به گوش خاموش دلان برساند. رهبران کفر شهر بچه ها را جمع کردند، در دامانشان سنگ ریختند، حق را وارونه جلوه دادند و کودکان را به سوی پیامبر روانه کردند. پیامبر رحمت درحالی که روشنگری و ارشاد میکرد، کودکان به سویش حمله کردند و سنگ زدند و دشنام دادند و مسخره کردند و خندیدند. و پیامبر را با سر و بدنی زخمی و خون الود از شهر بیرون کردند. محمد(ص) در بیرون از شهر در کنار جویی نشست تا نفسی تازه کند و برای مردم گمراه طائف طلب امرزش و هدایت کند. غلامی برایشان انگور اورد و پیامبر با نام خدا شروع به تناول کرد . غلام از این خدا پرسید و پس از شنیدن سخنانی کوتاه، چون دلش پاک بود پیام حق را دریافت و ایمان اورد. و پیامبر هرچند که این روز را از سخت ترین روزهای رسالتش دانست و همواره از ان با تلخی یاد کرد ولی هدایت همان یک نفر و ازادی اش از بند کفر را وظیفه رسالت دانستند. و امروز توهین مردم طائف نیست که مانده است،بلکه کلام حق پیامبر و ندای اسلام است که در سراسر جهان پیچیده و ان غلام امروز تبدیل شده است به یک و نیم میلیارد مسلمان. مهم جرات بیان حق است وگرنه توهین و تحقیر همیشه بوده است. هرگاه صدای حق بلند شده لایسمعون و لایبصرون هم هم بوده اند.کوردلان و کورچشمانی که نور حقیقت چشمان به تاریکی خو گرفته شان را می آزارد و آنرا تاب نیاورده اند و تلاش کرده اند صدای حق را خموش کنند یا لااقل خدشه ایی به ان وارد کنند و اگر نتوانسته اند از سر زبونی سنگ زده اند و هتاکی کرده اند. مردی در ژنو سخنرانی کرد. حق را گفت و توهین شنید. اندکی نتوانستند روشنایی کلام را تاب بیاورند و جلسه را ترک کردند. و عده ایی ماندند و خودشان را دلقک کردند. اما ندای حقیقت و فریاد ظلمی که در گوشه ایی از این جهان جاری است گفته شد و شنیدند گوشهایی که باید می شنیدند و پذیرفته اند دلهایی که زلالند و حق وباطل را میفهمند. و باز هم ادامه سیر تاریخ...و در طول این مسیر این ادمها نیستند که مهمند، حرف ها هستند که مهمند. حق است که باید گفته شود و ماندگار بماند.پیامبر امده بود تا کلام خدا را بگوید و مردی در ژنو کلام دین خدا را گفت ((ظالم رفتنی و مظلوم ماندنی است )). و حالا مسئله این نیست که این کلام را تشویق کردند یا به گوینده توهین _که بر اساس سنت تاریخ،باید هم توهین میکردند و فریاد میزدند چون یک مرد نور را در چشم خفاش ها انداخته است و انها کاری جز جیغ زدن نمیتوانند_ مسئله این است که کلام حق را باید گفت و چقدر خوب که این شهامت در یک ایرانی پر صلابت بود و از گلوی او بیرون امد. امروز پیروز واقعه طائف را پیامبر(ص)میدانیم،و فردا مشخص میشود که پیروز ژنو که بوده است... چرا امروز قبول نکنیم؟!
کلمات کلیدی: سخنرانی در ژنو ،کلمات کلیدی: سخنرانی محمود احمدی نژاد در ژنو ،کلمات کلیدی: ژنو ،کلمات کلیدی: دکتر محموداحمدی نژاد
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : با سلام به همه دوستداران ایران این وبلاگ بنا دارد تا انتخابات دوره 10 ریاست جمهوری ایران به بررسی و تحلیل دوره نهم ریاست جمهوری و تحلیل برنامه های دکتر احمدی نژاد بپردازد و سعی بر طرفدرای مطلق و نقد مطلق از دولت نهم ندارد. پروفایل مدیر : گروه انتخاب دهم |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| تبليغات |
|
|
| نظر سنجي |
|
|


ی که درباره اوضاع کشور میگویند واقعیت ندارد
">
